چارلی چاپلین

بیوگرافی چارلی چاپلین

بیوگرافی چارلی چاپلین

زادروز : ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
لندن، انگلستان
درگذشت : ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ (۸۸ ساله) سوئیس
آرامگاه : کرسیر-سور-وو وه، کانتون وو سوئیس
محل زندگی : انگلستان، ایالات متحده آمریکا، سوئیس
نام‌های دیگر : سر چارلز اسپنسر چاپلین، چارلز چاپلین
پیشه : بازیگر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، تدوینگر، آهنگساز
سال‌های فعالیت : فعالیت در تئاتر از ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۴ (از ۵ تا ۲۵ سالگی)
فعالیت در سینما : از ۱۹۱۴ تا ۱۹۶۷ (از ۲۵ تا ۷۸ سالگی)
سبک : کمدی، صامت
همسر ها : میلدرد هاریس (۱۹۱۸ – ۱۹۲۰ طلاق) * لیتا گری (۱۹۲۴ – ۱۹۲۷ طلاق) * پائولت گدارد (۱۹۳۶ – ۱۹۴۲ طلاق) * اونا اونیل (۱۹۴۳ – ۱۹۷۷ تا مرگ چاپلین)
فرزندان : سیدنی چاپلین (پسر چاپلین) * ویکتوریا چاپلین (دختر چاپلین)
والدین : هانا چاپلین (مادر)

زندگینامه چارلی چاپلین

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (به انگلیسی: Sir Charles Spencer Chaplin) زاده ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشته ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.

چاپلین در زمینه سینما ۵۳ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۷۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.

چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

دوران جوانی
چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا، فرانسه و آمریکا که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند. خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل شده پیدا کردند که در آن اشاره شده بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده‌است. این نامه در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده‌است. در این نامه گفته شده‌است که عمه او یک ملکه کولی بوده‌است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

پلیس فدرال آمریکا یا اف بی آی معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌است. از سوی دیگر اسکاتلندیارد با ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده باشد. اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچگاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی ترین مدرکی که از وی پیدا شده‌است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده‌است.

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می‌گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم. او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.

بیوگرافی چارلی چاپلین

بیوگرافی چارلی چاپلین

مهاجرت به آمریکا
چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو
در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود.

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم‌کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین، دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی
چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلاً فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین[۴] زندگی می‌کرده گفته است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته است.

ترکیب هم‌زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

مقایسه با سایر طنزهای صامت
از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تاکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود و سیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار امریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او در طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت» متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه
دیکتاتور بزرگ
دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

عصر جدید
موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا
چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقهٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ‌یک از مهمان‌ها نمی‌آیند. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای، توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم، پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست
دوره مک کارتی
در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی (به انگلیسی: Joseph Mc Carthy) اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست معروف دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم Lime Light به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کورسیر-سور-ووی (به انگلیسی: Corsier – Sur -Vervey) در کشور سوئیس زندگی کرد و تا سال ۱۹۷۲ به آمریکا بازنگشت.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. سال ۱۹۷۲، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید.

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته‌است. اما هیچ‌گاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام‌آی‌فایو، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند. همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست‌ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما چاپلین به عنوان یکی از قربانیان مک کارتیزم شناخته می‌شود.

زندگی شخصی چارلی چاپلین

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس (به انگلیسی: Mildred Harris) بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش، هتی کلی (به انگلیسی: Hetty Kelly) می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا (به انگلیسی: Gold Rush) یعنی لیتا گری (به انگلیسی: Lita Grray) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد (به انگلیسی: Paulette Goddard) بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید (به انگلیسی: Modern Time) که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین گِلَدِستون اونیل (به انگلیسی: Eugene Gladstone O’Neill) آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل (به انگلیسی: Oona O’neil) بود. با اینکه پدر دختر با این ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام گرفت. اولین حاصل این ازدواج دختری به نام جرالدین (به انگلیسی: Geraldine Chaplin) بود. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.

زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.

جوایز
* برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال ۱۹۷۳.
* نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۱.
* نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم‌نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال ۱۹۴۸.
* دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال ۱۹۲۹.
* دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال ۱۹۷۲.
* برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال ۱۹۷۲.

مرگ
چارلی چپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ درگذشت و جسد این کمدین در سال ۱۹۷۸ از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن جسد از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. جسد از گورستان دهکده‌ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها که دو مهاجر از بلغارستان و لهستان بودند، به همانجا بازگشت؛ ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند.

منبع:بیوگرافی چارلی چاپلین

بیوگرافی چارلی چاپلین

بیوگرافی امیر خان

بدون دیدگاه

زندگینامه امیر خان

بیوگرافی امیر خان

بیوگرافی امیر خان

«عامر حسین خان» معروف به «عامرخان» یا «امیرخان» متولد 14 مارس 1965 در «مامبای» هند یک هنرپیشه و تهیه‌ کننده محبوب و معروف است که در صنعت سینمای این کشور بسیار فعال می‌‌باشد.

امیرخان در سال 1973 برای نخستین بار به عنوان بازیگر خردسال در یکی، دو فیلم بازی کرد. بازی حرفه‌ای او 11 سال بعد یعنی در سال 1984 انجام شد و اولین بار در سال 1988 و با فیلم «از قیامت تا قیامت» با موفقیت تجاری روبه‌رو شد و جایزه بهترین تازه‌وارد فیلم هند را به خود اختصاص داد.
امیرخان در سال 1996 بعد از 8 بار نامزد شدن برای دریافت جایزه بهترین هنرپیشه کشورش، توانست با بازی در فیلم «راجا هندوستان» این عنوان را نصیب خود کند.

او در سال 2001 بار دیگر با بازی در فیلم «لاگان» (مالیات) برنده این جایزه گردید. فیلم «لاگان» کاندیدای دریافت جایزه اسکار هم شد. او پس از چهار سال استراحت سرانجام در سال 2005 در فیلم «قیام» به کارگردانی «کتان مه‌تا» بازی کرد و بار دیگر توجه همگان را به سوی خود جلب نمود.
امیرخان با حضور در چندین فیلم پرفروش و موفق هندی و عرضه یک بازی روان و دلپسند توانسته به یکی از برترین و موفق‌ترین ستارگان سینمای هند تبدیل شود.

پیشینه خانوادگی
امیرخان در «مامبای» در خانواده‌ای مسلمان چشم به جهان گشود. اصلیت و ریشه امیرخان به افغانستان می‌‌رسد. افراد خانواده او در زمینه فیلم و سینما فعال بوده‌اند. پدرش «طاهر حسین» تهیه‌کننده سینماست و عمویش «نصیر حسین» کارگردان بود. او تاکنون در چند تا از فیلم‌های پسرعمویش «منصورخان» هم بازی کرده است. برادرش «فیصل خان» بازیگر است و آن دو در فیلم «ملا» در سال 2000 در کنار یکدیگر بازی کردند. پسرعمویش «طارق» هم در دهه 70 بازیگر بود ولی اطرافیان که امیرخان را پسری بسیار خجالتی می‌‌دیدند، هرگز فکر نمی‌‌کردند او زمانی تبدیل به یک چهره بالیوودی شود.

پیشینه خانوادگی
امیرخان در «مامبای» در خانواده‌ای مسلمان چشم به جهان گشود. اصلیت و ریشه امیرخان به افغانستان می‌‌رسد. افراد خانواده او در زمینه فیلم و سینما فعال بوده‌اند. پدرش «طاهر حسین» تهیه‌کننده سینماست و عمویش «نصیر حسین» کارگردان بود. او تاکنون در چند تا از فیلم‌های پسرعمویش «منصورخان» هم بازی کرده است. برادرش «فیصل خان» بازیگر است و آن دو در فیلم «ملا» در سال 2000 در کنار یکدیگر بازی کردند. پسرعمویش «طارق» هم در دهه 70 بازیگر بود ولی اطرافیان که امیرخان را پسری بسیار خجالتی می‌‌دیدند، هرگز فکر نمی‌‌کردند او زمانی تبدیل به یک چهره بالیوودی شود.
حرفه
امیرخان در سال‌های 1973 و 1974 به عنوان بازیگر خردسال در دو فیلم ایفای نقش کرد و بعد از آن پس از یک وقفه 11 ساله در فیلم بعدی خود ظاهر شد. پس از فیلم « از قیامت تا قیامت» و موفقیت‌های عظیم پیشنهادهای بیشماری به سوی امیرخان سرازیر شد و او در دهه 90 میلادی در فیلم‌های زیادی بازی کرد که معروف‌ترین آنها فیلم «دل» با بازی «امیرخان» و «مدوری دیکشیت» است. پس از آن امیرخان علاوه بر بازیگری به فیلمنامه‌نویسی هم رو آورد. در سال 1996 فیلم «راجا هندوستان» را بازی کرد که در آن با «کاریشما کاپور» همبازی بود. این فیلم پرفروش‌ترین فیلم آن دهه محسوب می‌‌شود.
بازی امیرخان در نقش پلیسی که در مرز کشور با تروریست‌ها می‌‌جنگد در فیلم «مسیر شورش» (1999) توجه منتقدین سینمایی را بیش از پیش به سوی خود جلب کرد و با بازی در نقش منفی در فیلم «زمین» (1999) به کارگردانی «دیپا مهتا» به این توجه و اطمینان قطعیت بخشید.

امیرخان پس از فیلم‌های موفق «لاگان» (مالیات) و «آرزوهای قلبی» در سال 2001 و تصاحب مجدد عنوان بهترین هنرپیشه، مدتی از بازی کناره گرفت و مدت سه سال چهره او بر سردر سینماها دیده نشد. او بیشتر این مدت را در حال آماده‌سازی برای فیلم بعدی خود «قیام» بود. «قیام» داستان واقعی یک شهیر هندی را به نمایش درمی‌آورد. هرچند فیلم «قیام» از ارزش والای تاریخی و معنوی برخوردار بود و امیرخان به نحو احسن از عهده ایفای نقش «منگال پندی» شخصیت اصلی آن برآمد ولی به دلیل کم‌علاقگی مردم هند به فیلم‌های تاریخی و غیرعشقی، فروش متوسطی داشت و سومین فیلم پرفروش سال 2005 این کشور شد. سال 2006 برای امیرخان با فیلم «آن را زعفرانی کن» آغاز شد که بار دیگر توجه منتقدین را به خود جلب نمود و او را برنده بهترین اجرا از نظر منتقدین ساخت. این فیلم پرفروش ترین فیلم سال هند نیز لقب گرفت و نامزد حضور در اسکار شد. هرچند که «آن را زعفرانی کن» در اسکار توفیقی نیافت ولی در جشنواره بفتا در انگلیس برنده جایزه بهترین فیلم خارجی گردید. فیلم بعدی امیرخان «فنا» نام داشت که در کنار «کاجول» بازی بسیار خوبی را ارائه داد. فیلم «فنا» هم مثل اغلب فیلم‌های امیرخان یکی از پرفروش‌ترین‌های سال گردید. فیلم بعدی این بازیگر محبوب «ستارگان زمین» نام دارد که دسامبر 2007 اکران می‌‌شود و پس از آن نوبت «‌ojjaL» و «‌‌‌‌‌‌‌‌inijahG» می‌‌باشد که قرار است در سال 2008 ساخته شوند.

بیوگرافی امیر خان

بیوگرافی امیر خان

زندگی خصوصی امیر خان

 

امیرخان سالها پیش عاشق دختر همسایه‌شان «رینا دوتا» شد اما پدر و مادر امیرخان به او اجازه ازدواج با این دختر را نمی‌‌‌دادند. همین که امیرخان 21 ساله شد از «رینا» خواستگاری کرد. رینا هم پذیرفت و آنها با یکدیگر ازدواج کردند هرچند «رینا دوتا» در یکی از فیلم‌های امیرخان در صحنه کوتاهی حضور یافت ولی یک بازیگر حرفه‌ای نیست. او در یک آژانس مسافرتی کار می‌‌کرد. امیرخان و رینا تا مدتی ازدواج خود را از همه مخفی کردند زیرا فیلمسازان بیشتر راغب بودند امیرخان در آن سال‌های اوج جوانی تبدیل به یک بت سینمایی شود ولی ازدواج جلوی این اتفاق را می‌‌گرفت و خواه، ناخواه تعدادی از هوادارانش را کم می‌‌کرد. وقتی خبر عروسی امیرخان بین همه پیچید، تعجب همگان را برانگیخت و خبر در همه روزنامه‌ها و مجلات چاپ شد.
زندگی مشترک امیرخان و رینا همچنان ادامه داشت و آنها در محیطی ظاهرا آرام و بدون تنش صاحب دو فرزند شدند؛ یک پسر به نام «جونیر» و یک دختر به نام «آیرا». امیرخان راه پیشرفت و شهرت را به سرعت می‌‌پیمود و رینا گاهگاهی با او همکاری می‌‌کرد. او تهیه‌کننده فیلم پرفروش «لاگان» هم بود. ناگهان در دسامبر سال 2002 امیرخان بدون مقدمه تقاضای طلاق کرد و این خبر بار دیگر همچون خبر ازدواج او باعث حیرت همه گردید. آن دو در همان سال و پس از 16 سال زندگی مشترک از یکدیگرجدا شدند و رینا حضانت فرزندانش را به عهده گرفت. اواخر دسامبر سال 2005 امیرخان بار دیگر ازدواج کرد. همسر او «کران رائو» دستیار کارگردان فیلم «لاگان» بود. او در زمان ازدواج 41 سال داشت در حالی که عروس 16 سال از او کوچک‌تر بود.
اما روابط امیرخان و کران رائو هم چندان گرم نیست. آنها بعد از گذشت نزدیک به دو سال از آغاز زندگی مشترک، مدتی است که جدا از هم زندگی می‌‌کنند و بینشان شکرآب شده است. بعضی از مطبوعات هم خبر از علاقه امیرخان به رانی موکرجی می‌‌دهند و شنیدن این خبر برای «کران» خیلی سخت و سنگین است زیرا رانی یکی از دوستان نزدیک اوست. به هر حال هنوز معلوم نیست که کران چه عکس‌العملی نشان خواهد داد. آیا این خبر را کاملا نادیده می‌‌گیرد و به زندگی‌اش با امیرخان ادامه می‌‌دهد و یا با عصبانیت از امیرخان می‌‌خواهد بین او و رانی یک نفر را انتخاب کند. هنوز هیچ‌چیز معلوم نیست.

جدیت در کار
معروف است که امیرخان در آن واحد فقط در یک فیلم بازی می‌‌کند (این موضوع در عالم سینمای بالیوود که بازیگران سرشناس آن معمولا در دو یا چند فیلم در یک زمان بازی می‌‌کنند، عجیب است) دلیل این کار او این است که می‌‌خواهد حداکثر توانش را برای هر فیلم به کار گیرد. بعضی از مخالفان او می‌‌گویند این جدیت گاه سبب می‌‌شود که با کارگردان‌ها درگیر شود زیرا برخی از آنها به اعتراضات امیرخان توجه نمی‌‌کنند و بدون این‌که او از بازی در یک صحنه راضی باشد، به سراغ صحنه بعدی می‌‌روند.
می‌‌گویند او یک کمال‌گراست. اغلب از او ایراد می‌گیرند که زیادی روراست است و گاه می‌‌گویند از خودراضی است و خودش را از کارگردان‌ها و همکارانش برتر می‌‌داند ولی شاید تمام این ایرادها و تهمت‌ها به این دلیل باشد که او اعتقاد دارد باید تمام وجودش را وقف حرفه‌اش کند. او در زمان ضبط فیلم «رنگ‌ها» (1995) لباس‌های خدمتکارش را قرض گرفت، در فیلم «غلام» (1998) زیرنظر مربی پردل و جرات بدلکاری تعلیم رانندگی مسابقه را دید و برای بازی در فیلم «زمین» (1999) تمام حسن شهرتش را یک‌دفعه فراموش کرد. شاید وسواس امیرخان به کارش به‌خاطر کار گذشته او در تئاتر و شاید به دلیل تعالیم بی‌‌وقفه عمویش «نصیر حسین» در فیلم‌هایی نظیر «منزل» و «زبردست» باشد.
در حقیقت این «بازیگر متفکر» در بیشتر کارهای پشت صحنه دخیل است و چهره دست‌نخورده و معصومانه‌اش با داستان‌های رمانتیک رومئو و ژولیت کاملا هماهنگی دارد و همدردی تماشاچی را برمی‌انگیزد و این تصویر ذهنی به او اجازه نمی‌‌دهد که در بازی در نقش‌های منفی به اندازه کافی موفق باشد.
اولین فیلمی که در آن امیرخان از حالت یک جوان مجرد و گاه نوجوان بیرون آمد و تبدیل به یک جوان عاقل و بالغ شد، در سال 1995 و فیلم «‌‌‌‌‌‌‌‌moT elekA muH elekA» بود. او که در آن زمان خود صاحب اولین فرزند خود «جونیر» شده بود، درباره آن فیلم می‌‌گوید تجارب شخصی من و احساسم نسبت به پسرم کمک مؤثری به ایفای آن نقش کرد.امیرخان هنرپیشه قهاری است و در این راه از چهره‌اش هم کمک‌های شایانی گرفته است. او محبوب دوستداران سینمای هند است وصرف حضور او در یک فیلم، تماشاچیان بسیاری را به سینما می‌‌کشاند.

منبع:بیوگرافی امیر خان

بیوگرافی امیر خان

بیوگرافی نگین معتضدی و همسرش + زندگی شخصی و علایق

بیوگرافی نگین معتضدی

نگین متعضدی متولد 3 مهر 1364 در تهران، بازیگر است

تحصیلات اش تا ترم شش رشته نمایش از دانشکده هنر و معماری است، عاشق ادبیات و خواندن کتاب‌ های مختلف است، یک خواهر بنام طلا دارد، اصالتا اهل شمیران منطقه حصار بوعلی است

خواهری بنام طلا

داشتن خواهر نویسنده از کودکی روی من آنقدر تاثیر گذاشت که دیگر حتی لازم نبود در بزرگسالی از او تاثیر بگیرم، من حتی تئاتر را هم با طلا شناختم و حتی نخستین تئاتر زندگی‌ ام را با طلا رفتم زمانی که طلا به رشته تئاتر رفت من می‌ خواستم دامپزشکی بخوانم چون به حیوانات علاقه زیادی دارم اما وقتی با او سر کارهایش رفتم، دیدم به آن محیط و کار علاقه دارم و رفتم دنبال مسیری که او رفته بود

از دانشگاه تا دفاتر سینمایی

من سال 86 که وارد دانشگاه شدم خیلی زیاد به تصویر و فیلم و سریال علاقمند بودم تا نمایش، شایدم که حقیقت این باشه که من خیلی جرات نمایش ندارم، بنظرم تئاتر خیلی معقوله ترسناکیه، اما همون سال های اولیه در نمایش و پایان نامه های بچه های دانشگاه کار کردم اما مدام به دفتر های سینمایی که استادام معرفی می کردن می رفتم تست می دادم ولی اتفاقی نمی افتاد

بالاخره بعد از یک سال تست …

بعد از یکسال تست دادن مدام، یادمه که یه روزی آقای حسین خضوعی (دستیار کارگردان) به من زنگ زدند و گفتند یکاری دارم شروع میکنم و برام جالبه که تو هر دفتری که می رم تست تو هست، تو چطوری این همه دفتر رفتی …؟ بیا دفترمون که با همدیگه صحبت کنیم، به این ترتیب بعد از یک هفته تست اولین بار در یک تله فیلم بنام راز در سال 87 در کنار شبنم مقدمی و شهرام قائمیان جلوی دوربین رفتم
از شناخته شدن تا شهرت

نگین معتضدی تا قبل از سال 91 در چندین کار سینمایی و سریالی کار کرد ولی آنچنان دیده نشد، حضورش در سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد در بیش از 40 ایپزود چهره او را شناخته تر کرد، اما شهرت وی با سریال ویلای من مهران مدیری در سال 91 شروع شد

اولین قرار با مهران مدیری

از طریق فرهاد عطریان دستیار مجموعه به مهران مدیری معرفی شدم

صبح روزی که قرار بود به دفتر آقای مدیری بروم از شدت استرس به مادرم گفتم می‌خواهم تماس بگیرم و قرار را کنسل کنم و واقعا مواجهه با آقای مدیری که از سال‌ ها قبل جزو اسطوره‌هایم بود برایم کار دشواری بود اما این برخورد بسیار خوب اتفاق افتاد و آقای مدیری بسیار متواضعانه و فروتن برخورد کرد و من با خودم گفتم وقتی چنین ناخدایی هست من چرا سوار کشتی نشوم

تلاش‌ ها و عملکرد مهران مدیری و گروه او باعث شد کاراکتر من در این سریال به‌ خوبی شکل بگیرد تا آن‌ جایی که با گذشت چندسال از پخش سریال هنوز من را با نام هنگامه مهاجر یا خانم وکیل می شناسند

آشپزی ام

آشپز خوبی هستم، اما اهل آشپزی نیستم، وقت آشپزی ندارم، آشپزی حوصله هم می خواهد که ندارم اما موقعی که با حوصله باشم و وقت هم داشته باشم، دستپختم معرکه است

عمل زیبایی

من با هیچ کدام از اعضای صورتم مشکلی ندارم

شاید به نظر برخی‌ بینی ام نیاز به عمل داشته باشد اما من با آن مشکلی ندارم البته به‌ ظرم عمل زیبایی چیز بدی نیست و هر کسی می تواند طبق سلیقه‌ اش آن را انجام بدهد

شغل دوم

ترجیح می دهم شغلی مثل نویسندگی داشته باشم

لبته دوستان بازیگر در کار رستوران‌ داری هم موفق بوده‌ اند به رستوران ‌هادی کاظمی ‌رفته‌ ام؛ در این رستوران ماست مخصوصی سرو می شود که مخلوطی از تمبر هندی و فلفل است و به همه پیشنهاد می کنم این غذا را بخورند
تو فقط در کانال کولر نیستی

من اوایل فعالیت‌ ام در عرصه بازیگری بسیار پرکار بودم و به‌ مدت چهار یا پنج سال بدون‌ وقفه جلوی دوربین بودم تا حدی که یک‌ بار پژمان بازغی به‌ شوخی به من گفت تو فقط در کانال کولر نیستی، ما هر کانالی می زنیم تو هستی …

بیوگرافی نگین معتضدی

ازدواج

نگین معتضدی در سال 95 با جواد خیرخواه ازدواج کرده است

داستان کوتاه و کتاب

من داستان کوتاه می‌ نویسم و خیلی هم علاقه‌ مند هستم که آنها را چاپ کنم

تقریبا در هر مصاحبه می‌ گویم امسال چاپ می‌ کنم اما هنوز نشده اما حتما این کار را می‌ کنم مجموعه‌ اش کامل شده و نامش چکمه‌ های بنفش است چند نفر هم خوانده‌ و گفته‌ اند خوب است شاید نتوانیم اسمشان را داستان بگذاریم اما نوشته‌ های جالبی است که خواندنشان جالب است

فیلم های سینمایی نگین معتضدی

● تله فیلم راز – 1387
● سپید و سیاه – ۱۳۸۸
● خیابان یک‌ طرفه – ۱۳۹۰
● شیرین قناری بود – ۱۳۹۰
● به خاطر مهدی – ۱۳۹۰
● دزد و پری – ۱۳۹۳
● لاله‌ های واژگون – ۱۳۹۴
● ساعت ۵ عصر – ۱۳۹۵

مجموعه تلویزیونی نگین معتضدی

● سریال خلسه
● شاید برای شما هم اتفاق بیفتد – ۱۳۹۲
● مثل من، مثل تو – ۱۳۹۳
● گذر از رنج‌ها – ۱۳۹۳
● کشیک قلب – ۱۳۹۵
● شهرک جیم – ۱۳۹۵
● روزهای بهتر – ۱۳۹۵

نمایش خانگی

● ویلای من – ۱۳۹۱
● شوخی کردم – ۱۳۹۲
● ابله – ۱۳۹۳

منبع:بیوگرافی نگین معتضدی

بیوگرافی نگین معتضدی

بیوگرافی ارزو افشار

بدون دیدگاه

آرزو افشار متولد 29 مرداد 1357 در تهران بازیگر است

بیوگرافی ارزو افشار

بیوگرافی ارزو افشار

او فارغ التحصیل مقطع فوق لیسانس در رشته کارگردانی از دانشگاه هنر است علاوه بر بازیگری در دانشگاه نیز تدریس میکند، محبوبیت او در سریال اوای باران در نقش همسر شکیب بیشتر شد او حال مادر است، مادری که هنوز ازدواج نکرده است !
چطور بازیگر شدید ؟

در آن سال ها کمند امیرسلیمانی که در شیفت بعد ز ظهر مدرسه ما درس می خواند، در فیلم سینمایی «ترنج» بازی کرده بود که خیلی هم گل کرد و به واسطه توجه ویژه ای که دانش آموزان، مسئولان مدرسه و مردم نسبت به او نشان می دادند، من هم علاقند شدم تا راه او را دنبال کنم

به همین دلیل بعد از پایان دوره دبیرستان تصمیم گرفتم تحصیلاتم در رشته بازیگری را دنبال کنم که خوشبختانه شرایط ادامه تحصیلم فراهمه شد و ضمن تحصیل در دانشگاه در چند آموزشگاه معتبر هم که زیر نظر اساتید خوب بازیگری اداره می شد با الفبای بازیگری و کارگردانی آشنا شدم.
شروع فعالیت حرفه ای

او از سال 72 بازیگری و فعالیت در عرصه تئاتر، تلویزیون و سینما را آغاز کرده و در سال‌های اخیر بسیاری از مردم نقش‌آفرینی او را در سریال آوای باران به خاطر دارند و بازی کوتاه اما درخشان او در نقش شایسته در سریال «همه‌ چیز آنجاست» فراموش‌ نشدنی است

وقتی فهمید فرزند خوانده است

در زندگی با وجود موانع فراوان همیشه پرتلاش ظاهر شده‌اند. خیلی دیر متوجه شدم یک فرزندخوانده هستم و می‌توانم بگویم این تنها وقتی بود که چندین سال، زمان را برایم متوقف کرد. از کار و ادامه تحصیلم دست کشیدم و خیلی به من سخت گذشت. بالاخره با این مساله کنار آمدم. از همان زمان کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست دغدغه جدی زندگی من شدند.
قدر دان مادر خوانده ام هستم

بعد از بازی در سریال آوای باران و شناخته شدنم به عنوان یک بازیگر، در سخت‌ترین شرایط زندگی‌ام، تصمیم گرفتم صادقانه مساله فرزندخوانده بودن خودم را در جامعه عنوان کنم؛ چرا که بعضی از رازپوشی‌ها و کتمان کردن‌ها آزارم می‌ داد

من همیشه قدردان زحمات مادرخوانده‌ام هستم که برایم عزیزتر از تمام مادران دنیا بود. ما سال‌های زیادی را در کنار هم خوش بودیم و با همه وجود دوست‌ شان داشتم
به عهده گرفتن سرپرستی پارمیدا

تابستان دو سال گذشته در تئاتر شهر چند نفر از مدیران بهزیستی به تماشای تئاتر آمده بودند. از فرصت استفاده و علاقه خودم را به همکاری با سازمان اعلام کردم. توسط دکتر نصیری به شیرخوارگاه آمنه معرفی شدم و شروع به آموزش تئاتر به کودکان کردم. در تاریخ شش شهریور سال 92 در جشن ماهانه شیرخوارگاه، دختری چند ماهه را دیدم که شباهت فوق‌العاده‌ای به عکس‌های دوران نوزادی من داشت. حس عجیبی در قلبم متولد شد. با همه وجودم عشق را تجربه کردم

من و پارمیدا ماه‌ها و فصل‌ها را در شیرخوارگاه در کنار هم گذراندیم و هر روز به هم وابسته‌تر می‌شدیم. من به دلیل مشکلاتی که داشتم، باوجود میل باطنی‌ام موفق به ازدواج نشدم اما خیلی دوست داشتم مادر شوم و البته بعد از دانستن راز زندگی‌ام دوست داشتم فرزندی را پذیرا شوم. با دکتر منتظر شبر، رئیس شعبه خانواده بهزیستی موضوع را مطرح کردم و از طریق ایشان فهمیدم قانونی برای بانوان بالای 35 سال تصویب شده است. من پیگیر این مساله شدم و آنقدر پافشاری کردم که سعادت داشتن دختر نازنینم، پارمیدا، بعد از 16 ماه تلاش پی‌درپی نصیبم شد

آرزوی برای دخترم

دوست دارم دخترم بازیگر شود. به‌تازگی او یک قسمت از سریال نوروزی شبکه نسیم را همراه خودم بازی کرده است ولی در نهایت آرزویی را که در کودکی‌هایم برای آینده خود داشتم برای او دارم و دلم می‌خواهد یک پزشک متخصص شود. در نهایت دوست دارم به هر آنچه آرزو دارد، برسد و همیشه او را حمایت خواهم کرد. سعی می‌کنم او را طوری تربیت کنم که همواره حامی و مشوق کودکان بی‌سرپرست باشد.

مشکل قانونی برای ازدواج

خانوم آرزو افشار بدلیل این قانونی فرزند خواندگی تا تسویب نشدن قانون امکان ازدواج رو نخواهد داشت

با وجود اینکه از قانون زنان مجرد برای سرپرستی طفل استفاده کردم اما هرگز نمی‌خواهم تا پایان عمر این قانون شامل حال من و فرزندم شود. از آنجا که خودم با همه وجود درد نداشتن پدر را تجربه کرده‌ام، امیدوارم در آینده، اگر مقدر باشد، پدری وارد زندگی دخترم شود که لیاقت داشتن این فرشته را داشته باشد و اگر هم این اتفاق نیفتد، با تمام وجود هر آنچه در توانم هست را برای خوشبختی دخترم به کار می‌گیرم

بیوگرافی ارزو افشار

بیوگرافی ارزو افشار

فیلم های سینمایی ارزو افشار

● کمکم کن

● همکلاس

● ماه وش

● رسوایی

و …

سریال های ارزو افشار

● شب زدگان

● آژانس دوستی

● روز های به یاد ماندنی

● جاده های انتظار

● آوای باران

و …

تله فیلم ها

● شب گمشده

● دست راست

● سرشاخ

● دنیایی بهتر

و …

منبع:بیوگرافی ارزو افشار

بیوگرافی ارزو افشار

 

بیوگرافی هلیا امامی

بدون دیدگاه

بیوگرافی هلیا امامی

بیوگرافی هلیا امامی

بیوگرافی هلیا امامی

نام :هلیا امامی
سال تولد :1366
محل تولد : تهران
حرفه : بازیگری
بیوگرافی هلیا امامی
هلیا امامی هنر پیشه زیبای کشورمان متولد مرداد ماه سال1366در تهران می باشد و هم اکنون 31 ساله است . این بازیگر توانمند کشورمان دوره بازیگری خود را زیر نظر استاد سمندریان گذرانده است و اینگونه پا به عرصه دنیای هنر گذاشته است

آغاز فعالیت هلیا امامی و اولین کار حرفه ای او

هلیا امامی بازیگر جوان و خوش چهره سینما و تلویزیون فعالیت خودش را با حضور در کلاس های بازیگری مرحوم استاد سمندریان آغاز نمود وتوسط او به چیستا یثربی معرفی شد و سپس مدت ها در تئاتر به ایفای نقش پرداخت و در آخر با بازی در ٢ تله فیلم به نام های غزل و بزرگراه سینمایی شیرین به کارگردانی داوود توحید پرست و ساکن کلبه چوبی به کارگردانی حسین لیالستانی توانست به دنیای تصویر وارد شود.

هلیا امامی با فیلم تقدیر نهایی به کارگردانی محسن توکلی اولین حضور حرفه ای خود را در سینما به ثبت رساند و در این فیلم درکنار بازیگرانی مانند پوریا پورسرخ، شاهرخ استخری، بهنوش بختیاری، رضا رویگری به ایفای نقش پرداخت.
نقش اول در مجموعه لژیونر

هلیاامامی تابحال تجربه بازی در دو سریال تلویزیونی را دارد. اودر مجموعه لژیونر سال 96 یکی از نقش های اصلی مجموعه را به عهده داشت و همچنین در سریال تاریخی از یادها رفته در نقش مهربانو هم نقش یک رو بازی کرده که هنوز پخش نشده است.

خانواده هلیا امامی
هلیا امامی در کودکی پدرش را از دست داده و یک برادر دارد که در صفحه اینستاگرامش اینگونه درباره شان نوشته :

برادر که داری غصه بی معنی ترین کلمه میشه به افتخاره همه داداشیا همه ی اونایی که مثل من یه برادر دارن که بهش افتخار میکنن یه قلب تو کامنت بزارن که بدونن چقدر برامون عزیزن

ازدواج هلیا امامی
هلیا امامی ازدواج نکرده و مجرد می باشد و عکس هایی که از ایشان به همراه یک آقا در فضای مجازی منتشر شده متعلق به برادرشان است.
شغل دوم هلیا امامی
هلیا امامی به جز بازیگری در حرفه مدلینگ هم فعالیت می کند و هم اکنون با برند حجاب استایل همکاری میکند.

علاقه به سفر هلیا امامی
از علایق و سرگرمی های هلیاامامی سفرهای خارج از کشور است و همچنین اغلب لباس هایش طراحی مزون های ایرانی می باشد.
تیم مورد علاقه هلیا امامی
هلیا امامی به شدت طرفدار بارسلونا اسپانیا است و در یکی از بازیها با حضور در استادیوم نیوکمپ تیم محبوب خود را از نزدیک تشویق کرد.

نقش هلیا امامی در سریال از یادها رفته

هلیا امامی بازیگر جوان سینما و تلویزیون کشورمان در سریال از یادها رفته نقشی متفاوت و پر فراز و نشیب را ایفا میکند . این بازیگر جوان در سریال از یادها رفته در نقش دختری به نام مهربانو ظاهر شد. دختری که در دهه 20 در یک خانوداه متوسط با پدر، نامادری و برادر نامادریش زندگی می کند و تحت حمایت یک خانواده، او را به خارج می فرستند تا در آنجا به تحصیل بپردازد. مهربانو در آنجا خبرنگاری می خواند و البته بعد از برگشت به ایران دچار مشکلاتی می شود اما در کل دختر با جسارت و توانمند است.از یادها رفته سریالی به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان برای شبکه پنج سیما ساخته میشود.
حادثه برای هلیا امامی سر صحنه از یادها رفته

هلیا امامی بانوی بازیگری که در سریال تاریخی از یادها رفته ساخته بهرام بهرامیان به ایفای نقش می پردازند ، سرصحنه تصویربرداری دچار حادثه شد. سیما تیرانداز با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش خبر این حادثه برای هلیاامامی را منتشر کرد و برای این بانوی جوان بازیگر آرزوی سلامتی کرد.

سریالها و فیلمهای هلیا امامی

سریال از یادها رفته (1396)
سریال لژیونر (1396)
سینمایی آتش و قداره (1396)
فیلم سینمایی دوربین
فیلم سینمایی سکه
فیلم قرار بعدی همانجا
گفت وگو با هلیا امامی
فیلم سینمایی «آتش و قداره»

این اولین بار است که بازی در یک نقش تاریخی را تجربه می کنید یا پیشتر هم این تجربه را داشته اید؟

نه، قبل از بازی در این مجموعه در فیلم سینمایی «آتش و قداره» به کارگردانی محمد عرب بازی کرده ام که در آن اثر هم نقش اصلی را به عهده داشتم و با حسین یاری همبازی بودم. این فیلم بر اساس طرحی از داستان «داش آکل» نوشته صادق هدایت است و من نقش مرجان را در آن مقطع تاریخی بازی می کنم.

اصلا چطور شد آقای بهرامیان شما را برای بازی در این نقش انتخاب کرد؟
من چند سال پیش برای انجام یک تست بازیگری به دفتر آقای بهرامیان رفته بودم. البته متاسفانه در آن مقطع قسمت نشد با ایشان همکاری داشته باشم، اما وقتی نوبت به ساخت از یادها رفته رسید، دستیارشان با من تماس گرفتند و شنیدن اسم آقای بهرامیان و نیز آقای تحویلیان تهیه کننده مجموعه، مرا برای بازی در کار ترغیب کرد.

بیوگرافی هلیا امامی

بیوگرافی هلیا امامی

هلیا امامی در مجموعه لژیونر

تجربه کار کردن در تلویزیون را چطور می بینید؟ به ویژه این که این روزها در این رسانه فعال تر از قبل هم شده اید

. بله جالب اینجاست که من در مجموعه لژیونر هم یکی از نقش های اصلی مجموعه را به عهده دارم لژیونر به کارگردانی مسعود آب پرور و تهیه کنندگی مهدی فرجی تولید می شود و در آن با محمدرضا شریفی نیا، حسن پورشیرازی، زهیر یاری، ساغر عزیزی و دیگران همبازی هستم.
البته این دو کار تلویزیونی گرچه به طور همزمان تهیه می شوند، اما فضایی کاملا متفاوت با هم دارند.

درست است. کار کردن در لژیونر راحت تر است، در صورتی که تمام بار اصلی قصه در از یادها رفته را من به دوش می کشم و این کار را برایم سخت تر می کند. با این حال امیدوارم مردم مرا در این مجموعه بپذیرند و تماشای این اثر را دوست داشته باشند.

واقعا از این انتخابم خوشحالم

پس از همین حالا نگران دیده شدن کار هستید؟

بله، از همان زمانی که می خواستم قرارداد بازی در این مجموعه را امضا کنم، این نگرانی را داشتم. بویژه این که همان موقع به من گفتند سریال قرار است 50قسمتی باشد و می دانستم حجم زیادی دارد. بعد با خواندن متن فیلمنامه متوجه شدم هیچ قسمتی از کار آسان نیست و برای تک تک صحنه ها باید انرژی بگذارم وگرنه مخاطبانم را از دست می دهم.گفت وگو با هلیا امامی البته حالا که ضبط کار شروع شده واقعا از این انتخابم خوشحالم و سپاسگزار آقایان بهرامیان و تحویلیان هستم که به من اعتماد کردند و این نقش را به من دادند.

منبع:بیوگرافی هلیا امامی

بیوگرافی هلیا امامی

حمید درخشان مربی فوتبال و متولد سال ۱۳۳۷ در تهران می باشد .او در دوران جوانی خود در باشگاه پرسپولیس بازی می کرد .او سابقه سرمربی گری در تیم های پرسپولیس , نفت , شاهین بوشهر و پیکان را دارد .او در دوران بازی خود نیز موفق به کسب افتخاراتی شده است . با پرشین وی همراه باشید تا با بیوگرافی حمید درخشان آشنا شوید.

بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی حمید درخشان مربی فوتبال

در بیوگرافی حمید درخشان آمده است که او متولد ۳ بهمن ۱۳۳۷ در تهران بازیکن بازنشسته و مربی کنونی فوتبال می باشد. او سابقه بازی در باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران و تیم ملی فوتبال ایران را دارد. همچنین او نقش کوتاهی در سریال پژمان را در نقش خود بازی کرد. او دو پسر به نام‌های مهداد و مهام دارد.

زندگی ورزشی حمید درخشان

درخشان در سن هفده سالگی از تیم مزدا به پرسپولیس آمد. شهریور سال ۱۳۵۹ برای اولین بار پیراهن تیم ملی را مقابل امارات بر تن کرد. بازیگردان اصلی ایران در جام ملت‌های ۱۹۸۴ بود و در سال بعد به عنوان بازیکن سال ایران انتخاب شد. او جزو ۱۴ نفری بود که در سال ۶۵ و هنگام بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ در اعتراض به کادر فنی تیم ملی، از این تیم استعفا داد. پس از این استعفا او شش ماه از حضور در میادین محروم شد.

پس از آن در سال ۱۳۶۵ زمانی که بیست و هشت ساله بود، پس از ده سال حضور، از پرسپولیس جدا شد و به لیگ قطر رفت. او چهار سال از تیم ملی دور بود و در تیرماه سال ۱۳۶۹ با حضور علی پروین به تیم ملی برگشت. در سال ۱۳۷۰ و در سن سی و سه سالگی، پس از پنج سال بازی در قطر به پرسپولیس بازگشت و چند ماه در پرسپولیس بازی کرد ولی در دی ماه ۱۳۷۰ مجدداً مورد توجه باشگاه‌های قطری قرار گرفت و به السد قطر پیوست.

پس از یک فصل بازی در این تیم، در آبان ۱۳۷۱ مجدداً به پرسپولیس بازگشت و یک بار دیگر به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد. در سال ۱۳۷۲ و در سن سی و پنج سالگی از فوتبال ملّی خداحافظی کرد و در سال ۱۳۷۳ فوتبال را کنار گذاشت.

دوران مربی گری حمید درخشان
حمید درخشان سرمربی‌گری را از تیم باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران در سال ۱۳۷۳ شروع کرد، با آمدن یورگن گده در بهمن ۱۳۷۳ دستیاری او را نپذیرفت و از تیم جدا شد. در سال ۱۳۷۴ به پرسپولیس برگشت و دستیار استانکو پوکله پوویچ شد. با رفتن استانکو در سال ۱۳۷۶ به طور موقت هشت ماه هدایت تیم را برعهده گرفت، ولی به دنبال آمدن ایوان متکوویچ دوباره دستیار سرمربی شد و تا مهر ۱۳۷۷ و بازگشت علی پروین در این سمت فعالیت کرد.

درخشان از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ سرمربی تیم ملی فوتبال زیر ۲۰ سال ایران بود، او در سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۲ سرمربی تیم‌های سرخپوشان و هما شد، پس از چند سال وقفه و در سال ۱۳۸۸ به تیم پیکان رفت و هدایت این تیم را به عهده گرفت اما در یک سال یعنی در سال ۱۳۸۹ به تیم شهرداری تبریز رفت، وی از اوایل تیر تا مهر ۱۳۹۰سرمربی باشگاه فوتبال شاهین بوشهر بود. او مجدداً برای ۵ بازی به شاهین برگشت و در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ مجدداً استعفا کرد.

درخشان در تاریخ ۱۹ شهریور سال ۱۳۹۳ پس از برکناری علی دایی از سرمربیگری پرسپولیس تهران به پرسپولیس تهران بازگشت و در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ از سمت خود استعفا کرد.

در سال ۱۳۹۶ او به سرمربیگری نفت تهران برگزیده شد و جایگزین علی کریمی سرمربی وقت نفت شد. اما پس از آن به علت تعویض شدن مالک باشگاه و با اعلام وی، درخشان برکنار شد.

افتخارات حمید درخشان
به عنوان بازیکن

باشگاهی

پرسپولیس

لیگ استان تهران (۳): ۱۹۸۳، ۱۹۸۵، ۱۹۸۷ جام برندگان جام آسیا (۱): ۱۹۹۰

ملی

ایران

جام ملت‌های آسیا: مقام سوم ۱۹۸۰، مقام چهارم ۱۹۸۴ جام اکو (۱): ۱۹۹۳

به عنوان مربی باشگاه

شاهین بوشهر

نایب قهرمان جام حذفی: ۹۱–۱۳۹۰

جالب است بدانید نکاتی درخشان از حمید درخشان

فرکوشی با هوش

بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی حمید درخشان چنین می گوید که نام کاملش حمید رضا درخشان فرکوش است. که سوم بهمن ۱۳۳۶ به دنیا آمده و البته فوتبال را از کودکی و در زمین های خاکی جنوب تهران شروع کرده است. مرحوم منصور امیرآصفی بازی او را در زمین های خاکی منطقه راه آهن دید و سال ۵۵ او را به پرسپولیس آورد. آن زمان درخشان در تیمی به نام جوانان مزدا که به کارخانه مزدا هم مرتبط بود بازی می کرد.

تعویض جنجالی به جای پروین

امیرآصفی که سرمربی پرسپولیس بود به بازی درخشان علاقه ویژه ای داشت و در اولین بازی او را با علی پروین تعویض کرد که به علی پروین هم خیلی برخورد و اولین تقابل پروین در مقابل امیرآصفی همان زمان شکل گرفت. هواداران علی پروین پس از همان بازی با شعار«علی حقت رو خوردن، به جات بچه رو بردن» سعی در مسخره کردن درخشان داشتند.

اما درخشان آنقدر خوب بود که خیلی زود پرسپولیس به ترکیب ثابت رسید و تیم ملی جوانان به سرمربیگری حشمت مهاجرانی دعوتش کرد و با تیم ملی جوانان در مسابقات قهرمانی آسیا نایب قهرمان آسیا شد.البته تیم ملی جوانان، قبل از این مسابقات ۴ دوره پشت سرهم قهرمان آسیا شده بود.

کم حرف در زمین، پرحرفی در دریبل

استاد دریبل و پاس بود. پس از چند سال درخشش در فوتبال پس از انقلاب به تیم ملی دعوت شد و شهریور ۵۹ اولین بازی اش را در ابوظبی مقابل امارات انجام داد. فیلم این بازی هم موجود است وچندباری هم از تلویزیون پخش شده، درخشان در تیمی بازی می کرد که بزرگانی چون مرحوم ناصرحجازی، دروازه بانش بود و بازیکنان بزرگ دیگری مثل نصرالله عبداللهی، ایرج دانایی فرد، حسن روشن، عبدالرضا برزگری، حسین فرکی در آن بازی می کردند.

در سال ۶۱ به ترکیب ثابت تیم ملی رسید و در بازیهای آسیایی ۱۹۸۲ یک گل به یادماندنی به کره جنوبی زد تا ایران به مرحله یک چهارم نهایی صعود کند.

محبوب بین روزنامه نگاران ورزشی

در بیوگرافی حمید درخشان آمده است به خاطر تکنیک خوبی که داشت بین رسانه ها و روزنامه نگاران محبوب بود و در سالهای ۶۱ تا ۶۴ بهترین بازیکن تهران و عضو تیم منتخب سل تهران می شد.کیهان ورزشی و دنیای ورزش هم در رقابتهای دسته اول تهران چند بارر او را به عنوان بازیکن هفته انتخاب کردند و در نهایت در همان از دید همان هفته نامه ها مرد سال فوتبال ایران شد. لقب او در زمین حمید آتیش پاره بود که واقعا هم لقبش به او می آمد و در زمین کسی جلودارش نبود.

یکی از مطلعان پرونده شهلا

حمید درخشان در پرونده ناصرمحمد خانی و شهلا یکی از کسانی بود که به عنوان مطلع به دادگاه دعوت شد. چرا که او واسطه آشنایی شهلا و ناصرمحمد خانی بود. در هر حال هیچ اتهامی به درخشان وارد نشد. درخشان در سریال پژمان که سال گذشته پخش شد، یکی از اهالی فوتبال بود که در نقشی کوتاه و طنز در کنار بهروز رهبری فرد و پژمان جمشیدی بازی کرد.
بیشتر بدانید حمید درخشان: دوای درد پرسپولیس بودم

جانشین پروین بودم اما نترسیدم

*اولین بازیم برای پرسپولیس برابر نیروی اهواز بود. من ۱۸ ساله بودم.منصورخان امیر آصفی خدابیامرز بسیارعزیز، آمد و گفت حمید نمی‌ترسی امروز بازی کنی؟ گفتم نه آقا چرا باید بترسم؟گفت آخر می‌دانی به‌جای چه کسی باید بازی کنی؟ و خودش ادامه داد باید به‌جای علی پروین بازی کنی،من ته دلم کمی ترسیدم اما بازی کردم و خدا را شکر خوب هم‌بازی کردم، این همان بازی بود که علی پروین و اصغر ادیبی که بازی نکرده بودند کمی جیغ‌وداد را ه انداختند و بالاخره منصور امیر آصفی که آدم محجوبی بود از پرسپولیس رفت، آن روز به خاطر منصورخان ناراحت بودم اما بعدها فهمیدم که رفتن از پرسپولیس به صلاح او بوده است چون فضای پرسپولیس مناسب متانت و وقار او نبود. بعدها فهمیدم حتی او با این کار همزمان به من و علی آقا کمک کرده است،

علی آقا مدتی بود که کمی چاق شده و افت کرده بود، بعدازاین بازی بود که علی آقا متوجه کارش شد و چنان اوج گرفت که ۱۰ سال دیگر برای تیم پرسپولیس بازی کرد اما در آن دوران یک نکته جالب به من خیلی اطمینان داد این‌که کسی نمی‌گفت چرا علی پروین بازی نکرده بلکه می‌گفتند این جوان که به‌جای علی پروین به زمین رفته و بازی کرده چقدر خوب بازی می‌کند. البته بعضی‌ها هم همان شعار معروف را دادند که «علی حقت و خوردن و به جات بچه آوردن».بیوگرافی حمید درخشان

دریبل نخوردم لیز خوردم

من در دربی سال ۱۳۶۲ که تنها باخت من در دربی بود یک خاطره بد دارم، این‌که رضا نعلچگر من را دریبل کرد و سانتر کرد و پرویز مظلومی با سر گل زد؛ اما خیلی‌ها می‌پرسند تو چطور از نعلچگر دریبل خوردی چون من اهل دریبل خوردن نبودم،

جوابش این است که گوشه‌ای از محوطه جریمه در آن بازی خیس بود و من ناگهان لیز خوردم، اگر بازهم فیلم آن بازی را ببینید متوجه می‌شوید که شرایط من در آن صحنه عادی نبوده، باید یادآور شوم در آن بازی استقلال بی‌تردید از ما بهتر بود.

حرفم درست بود، دوای درد من بودم

بله درست است من گفتم دوای درد پرسپولیس حمید درخشان است. سرم هم بالاست و تکرار می‌کنم دوای درد من بودم، من که تیم را در جایگاه نهم از علی دایی گرفتم و نهم به برانکو دادم. در آسیا تیم هم با استراتژِی من به دور دوم رفت اما من وقتی به تیم آمدم آقای سیاسی گفت تا نیم‌فصل صبر کن، بین ۲ نیم‌فصل من ۱۰ میلیارد در اختیارت می‌گذارم تا بازیکنانی را که می‌خواهی بگیری، اما در نیم‌فصل سیاسی را بردند زندان.

من هم با توجه به بودجه می‌توانستم بازیکن بگیرم. تازه در همین مدت بازیکنی استثنایی مثل گابریل را گرفتم که در یکی از بازی‌ها او را زدند و کارش را به‌جایی رساندند که من وخوردبین فکر کردیم او همان شب می‌میرد.

بعد بازی‌ها را متراکم گذاشتند. انگار دنبال هدفی بودند مثل حذف پرسپولیس! منظورم همان بازی برابر مسجدسلیمان بود که وسط بازی‌های ما در آسیا گذاشتند و تیم را خراب و خسته کردند.

منبع:بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی حمید درخشان

بیوگرافی هدی خادمی

بدون دیدگاه

هدی خادمی همسر بهنام صفوی است که حدودا 8 سال زندگی زناشویی با این خواننده فقید کشورمان را تجربه کرد. بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی را در این بخش از سایت سماتک برای شما کاربر عزیز آماده کرده ایم. همچنین تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش سام صفوی را در این پست مشاهده خواهید کرد.

بیوگرافی هدی خادمی

بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی
هدی خادمی همسر بهنام صفوی خواننده پاپ ایرانی است که در سال ۱۳۹۰ با هنرمند فقید بهنام صفوی خواننده ازدواج کرد و حاصل این ازدواج یک پسر به نام سام صفوی نیز می باشد. بیوگرافی همسر بهنام صفوی و پسرش سام را در این بخش از سایت سرگرمی سماتک می‌خوانید. هدی خادمی همسر بهنام صفوی در سال ۱۳۹۰ در سن ۲۳ سالگی با هنرمند دوست داشتنی کشورمان بهنام صفوی پیمان زناشویی بست. هدی خادمی زاده کاشان می باشد و متولد سال ۱۳۶۷ می باشد. حاصل ازدواج بهنام صفوی و همسرش هدی خادمی یک فرزند پسر به اسم سام صفوی است که در هفدهم آذرماه سال ۱۳۹۶ چشم به جهان گشود.

بیوگرافی همسر بهنام صفوی

بیوگرافی همسر بهنام صفوی و فرزندش سام صفوی به همراه تصاویرشان را در این مقاله از سایت سماتک مشاهده خواهید کرد. بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی را برای شما علاقه مندان به هنرمند فقید ایرانی قرار داده ایم. صبح امروز خانم هدی خادمی همسرش بهنام را از دست داد و بهنام صفوی خواننده درگذشت. علت فوت بهنام صفوی همسر هدی خادمی توسط پزشکان بیمارستان میلاد شهر اصفهان تایید شد. سایت سماتک درگذشت بهنام صفوی خواننده را به همسر و پسرش سام صفوی تسلیت گفته و برایشان آرزوی صبر و موفقیت دارد. فوت بهنام صفوی باعث شد همسرش هدی خادمی صبح امروز با یک شوک مواجه شود و به دلیل فوت مرحوم بهنام صفوی همسرش هدی خادمی حال روحی خوبی ندارد.
اینستاگرام
اینستاگرام همسر بهنام صفوی به آدرس است که شما عزیزان می توانید تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش را مشاهده کنید. عکس فرزند بهنام صفوی در ادامه این مقاله آورده شده است و به دلیل اینکه بازدید کنندگان زیادی از ما تقاضای تصاویر بهنام صفوی و همسر و فرزندش را داشته اند در این نوشتار گالری عکسهای همسر و فرزند بهنام صفوی جمع آوری و تهیه شده است.
اسم همسر بهنام صفوی
اسم همسر بهنام صفوی هدی خادمی است و به گفته وی شوهرش در روز چهارشنبه در شاهین شهر اصفهان به خاک سپرده می شود. بهنام صفوی و همسرش زندگی بسیار خوب و عاشقانه داشتند که صبح امروز دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هنرمند عزیز کشورمان بهنام صفوی خواننده پاپ را از دست دادیم.
بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی | تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش مجموعه : بیوگرافی بازیگران و مشاهیر
بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی | تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش
هدی خادمی همسر بهنام صفوی است که حدودا 8 سال زندگی زناشویی با این خواننده فقید کشورمان را تجربه کرد. بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی را در این بخش از سایت سماتک برای شما کاربر عزیز آماده کرده ایم. همچنین تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش سام صفوی را در این پست مشاهده خواهید کرد.

بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی
هدی خادمی همسر بهنام صفوی خواننده پاپ ایرانی است که در سال ۱۳۹۰ با هنرمند فقید بهنام صفوی خواننده ازدواج کرد و حاصل این ازدواج یک پسر به نام سام صفوی نیز می باشد. بیوگرافی همسر بهنام صفوی و پسرش سام را در این بخش از سایت سرگرمی سماتک می‌خوانید. هدی خادمی همسر بهنام صفوی در سال ۱۳۹۰ در سن ۲۳ سالگی با هنرمند دوست داشتنی کشورمان بهنام صفوی پیمان زناشویی بست. هدی خادمی زاده کاشان می باشد و متولد سال ۱۳۶۷ می باشد. حاصل ازدواج بهنام صفوی و همسرش هدی خادمی یک فرزند پسر به اسم سام صفوی است که در هفدهم آذرماه سال ۱۳۹۶ چشم به جهان گشود.

بیوگرافی هدی خادمی

بیوگرافی هدی خادمی

بیوگرافی همسر بهنام صفوی
بیوگرافی همسر بهنام صفوی و فرزندش سام صفوی به همراه تصاویرشان را در این مقاله از سایت سماتک مشاهده خواهید کرد. بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی را برای شما علاقه مندان به هنرمند فقید ایرانی قرار داده ایم. صبح امروز خانم هدی خادمی همسرش بهنام را از دست داد و بهنام صفوی خواننده درگذشت. علت فوت بهنام صفوی همسر هدی خادمی توسط پزشکان بیمارستان میلاد شهر اصفهان تایید شد. سایت سماتک درگذشت بهنام صفوی خواننده را به همسر و پسرش سام صفوی تسلیت گفته و برایشان آرزوی صبر و موفقیت دارد. فوت بهنام صفوی باعث شد همسرش هدی خادمی صبح امروز با یک شوک مواجه شود و به دلیل فوت مرحوم بهنام صفوی همسرش هدی خادمی حال روحی خوبی ندارد.

بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی | تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش

اینستاگرام
اینستاگرام همسر بهنام صفوی به آدرس است که شما عزیزان می توانید تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش را مشاهده کنید. عکس فرزند بهنام صفوی در ادامه این مقاله آورده شده است و به دلیل اینکه بازدید کنندگان زیادی از ما تقاضای تصاویر بهنام صفوی و همسر و فرزندش را داشته اند در این نوشتار گالری عکسهای همسر و فرزند بهنام صفوی جمع آوری و تهیه شده است.

بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی | تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش

اسم همسر بهنام صفوی
اسم همسر بهنام صفوی هدی خادمی است و به گفته وی شوهرش در روز چهارشنبه در شاهین شهر اصفهان به خاک سپرده می شود. بهنام صفوی و همسرش زندگی بسیار خوب و عاشقانه داشتند که صبح امروز دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هنرمند عزیز کشورمان بهنام صفوی خواننده پاپ را از دست دادیم.

بیوگرافی هدی خادمی همسر بهنام صفوی | تصاویر همسر بهنام صفوی و فرزندش

اسم پسر بهنام صفوی و هدی خادمی
فرزند بهنام صفوی و همسرش هدی خادمی در سن یک و نیم سالگی به سر می برد و امروز پدرش را از دست داد. برای سام صفوی آرزوی پیشرفت و سلامتی داریم. هدی خادمی در مورد ازدواج بهنام صفوی پستی را از زبان شوهرش در اینستاگرام به اشتراک گذاشته است که با هم می خوانیم.این نوشته از طرف همسرم بهنام عزیزم برای من به یادگار مانده است:

یکی از اتفاقات مهم و اساسی در زندگی یک انسان ازدواج کردن و بستن پیوند زناشویی با کسی است که او را بسیار عاشقانه دوست دارد و من پس از ازدواج در سال ۱۳۹۰ با هدی خادمی روحیه دوچندان پیدا کردم و خدا موجبات پیشرفت دوچندان من را فراهم کرد ازدواج یک مرحله جدید و متفاوت در زندگی انسان هاست و فکر می کنم می تواند به عنوان موتور محرکه در زندگی انسان عمل کند. بهنام صفوی گفته است که هیچ گونه برنامه ریزی و تصمیمی برای ازدواج نداشته و همه چیز با خواست و اراده خداوند پیش آمد.

منبع:بیوگرافی هدی خادمی

بیوگرافی هدی خادمی