بیوگرافی ژاوی

بدون دیدگاه

ژاوی بازیکن فوتبال و متولد سال ۱۹۸۰ در اسپانیا می باشد .او هم اکنون در باشگاه قطر بازی می کند و پیش از آن بازیکن تیم بارسلونا بود. او یکی از بهترین بازیکنان اسپانیا می باشد و تا کنون موفق به کسب افتخارات زیادی شده است . او معتقد است که رد فوتبال پاس دادن حرکتی ضروری است و او عاشق پاس دادن است مخصوصا پاسی که منجر به گل شود . با پرشین وی همراه باشید تا با بیوگرافی ژاوی آشنا شوید.

بیوگرافی ژاوی

بیوگرافی ژاوی

بیوگرافی ژاوی بازیکن فوتبال

در بیوگرافی ژاوی آمده است که ژاویر هرناندز کروز متولد ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰ در تراسا معروف به ژاوی، بازیکن فوتبال اسپانیایی است که در پست هافبک مرکزی برای باشگاه السد قطر بازی می کند . او پیش از این در بارسلونا و تیم ملی فوتبال اسپانیا بازی می‌کرد. ژاوی یکی از بهترین هافبک‌های تاریخ فوتبال است و بسیاری او را بهترین بازیکن اسپانیایی در فوتبال می‌دانند.

ژاوی از سن ۱۱ سالگی فوتبال را آغاز کرد و به عضویت در لاماسیا درآمد. او اولین بازی خود را برای تیم بارسلونا در ۱۸ اوت ۱۹۹۸، در برابر مایورکا انجام داد و تا زمان جدا شدن از این تیم در ۷۰۰ رقابت شرکت کرد، ۸۷ بار گلزنی کرد و ۱۵۰ پاس گل ارسال کرد. او اولین بازیکن بارسلونا است که بیش از ۱۵۰ بازی بین‌المللی را در کارنامه دارد.

او به دلیل مهارت در کارهای تیمی و سبک بازی تیکی تاکا به شهرت رسید و ۳۱ قهرمانی تیمی باشگاهی و ملی را بدست آورده که بعد از آندرس اینیستا پرافتخارترین بازیکن اسپانیایی در فوتبال می باشد.

ژاوی با بارسلونا هشت بار برنده لالیگا و چهار بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد. او در سال ۲۰۰۹ سومین بازیکن سال جهان شد و نیز در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به عنوان سومین بازیکن سال اروپا برگزیده‌شد. ژاوی در سال‌های ۲۰۰۸، ۲۰۰۹، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به مدت چهار سال متوالی از سوی فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال جایزه بهترین هافبک بازی‌ساز جهان را کسب کرد.

همچنین نام او پنج بار در لیست تیم منتخب سال یوفا و شش بار در تیم منتخب سال فوتبال جهان قرار گرفت.

اوایل زندگی ژاوی
ژاوی که در تراسا، بارسلون، کاتولونیا به دنیا آمده، محصولی از آکادمی فوتبال بارسلونا، لاماسیا است که از سن ۱۱ سالگی جز ثابتی در تیم بارسلونا بوده‌است. پدرش گواگیم بازیکن اسبق تیم فوتبال سابادل بوده‌است. ژاوی که در تیم آکادمی راه خود را مشخص کرده عضوی کلیدی از تیم یوردی گونزالو در بارسلونا ب بود که از به دستهٔ دومی راه یافتند.
تیم‌های باشگاهی ژاوی
ژاوی از سن ۱۱ سالگی در بارسلونا حضور داشت و ۲۴ سال برای این محبوب بازی‌های خوبی را به نمایش گذاشت او قهرمانی‌های زیادی را کسب کرد که بیشتر ان‌ها مربوط به زمانی بود که پپ گواردیولا در این تیم حضور داشت؛ از جمله ۶ قهرمانی متوالی در دو سال حضور گواردیولا.

برخی از هواداران به دلیل حالت خاص موهای سر او به وی لقب (مو آناناسی) را می‌دهند.

او سرانجام در بازی که مقابل دپرتیولاکرونیا داشت و بازی هم مساوی داشت با جام قهرمانی که کسب کرد با اشک‌های فراوان دور زمین کمپ‌نو را زد و برای همیشه از نیوکمپ رفت تا بازی اش را درتیم السد قطر با ۱۰۸ میلیارد تمام کند.

سبک بازی ژاوی
ژاوی یکی از بهترین بازیسازهای نسل خود یا شاید بهترین بازیساز در طول تاریخ فوتبال باشد. توانایی ژاوی متکی بر پیدا کردن و بهره‌وری از فضا است. خود ژاوی در این مورد می‌گوید «این چیزی است که من انجام می‌دهم، نگاه برای پیدا کردن فضا. هر روز. من همیشه نگاه می‌کنم تا فضایی پیدا کنم».

بیوگرافی ژاوی می گوید ژاوی دید و بازی خوانی عالی، پاس‌های دقیق نقطه‌ای و توانایی کنترل توپ در سطح جهانی است که به او این اجازه را می‌دهد که در جریان بازی توپ از دست نرود. توانایی ژاوی در کنترل بازی به او لقب عروسک استاد را داده‌است. توانایی منحصربه‌فرد دیگر در بازی ژاوی چرخش‌های هوشمندانه و زیبای اوست که مداوما تکرار می‌شود و بازی را از روزنه‌های بسته به فضاهای بازتر منتقل می‌کند.

سرت را بالا بگیر

اولین درسی که در بارسلونا یاد گرفتم، این بود که با سر بالا بازی کنم. اگر فقط وقتی توپ را به دست آوردی، به اطراف نگاه کنی، چطور می خواهی متوجه بشوی که اطرافت چه خبر است؟ اما اگر پیش از اینکه پاس هم تیمی ات را کنترل کنی، سرت را بالا بگیری، فورا متوجه می شوی که چه فضاهایی در اختیار داری.
بیوگرافی ژاوی می گوید ژاوی دید و بازی خوانی عالی، پاس‌های دقیق نقطه‌ای و توانایی کنترل توپ در سطح جهانی است که به او این اجازه را می‌دهد که در جریان بازی توپ از دست نرود. توانایی ژاوی در کنترل بازی به او لقب عروسک استاد را داده‌است. توانایی منحصربه‌فرد دیگر در بازی ژاوی چرخش‌های هوشمندانه و زیبای اوست که مداوما تکرار می‌شود و بازی را از روزنه‌های بسته به فضاهای بازتر منتقل می‌کند.

بیشتر بدانید مصاحبه خواندنی با ژاوی هرناندز
سرت را بالا بگیر

اولین درسی که در بارسلونا یاد گرفتم، این بود که با سر بالا بازی کنم. اگر فقط وقتی توپ را به دست آوردی، به اطراف نگاه کنی، چطور می خواهی متوجه بشوی که اطرافت چه خبر است؟ اما اگر پیش از اینکه پاس هم تیمی ات را کنترل کنی، سرت را بالا بگیری، فورا متوجه می شوی که چه فضاهایی در اختیار داری.
به این بستگی دارد که چه کسی اطراف تان باشد. بنابراین باید پیش بینی کنید که آیا هم تیمی تان با یک ضرب کار خواهد کرد یا این فرصت را دارد تا توپ را کنترل کند. اگر احتمال این وجود دارد که تنها یک ضربه به توپ بزند، توپ را با شدت بیشتری برایش می فرستم. البته همچنان با دقت کامل این کار را انجام می دهم.”

یاد بگیرید که عاشق پاس دادن باشید

در دنیا هیچ احساسی مانند دادن یک پاس نیست. وقتی پاس نهایی را می دهید که به یک گل منجر می شود، با خودتان فکر می کنید:” لعنتی! چقدر فوق العاده بود!”

یک پاس که بازی را به کناره ها باز می کند و ارسال پس از آن منجر به گل می شود هم خوب است اما بهترین حالت ممکن، پاسی است که از میانه زمین می اندازید و با عبور از وسط مدافعان حریف، مهاجم تان را با دروازه بان تک به تک می کند. پاسم به پدرو در فینال لیگ قهرمانان۲۰۱۱ برایم یک لحظه فوق العاده بود.

بد نیست بدانید چرا بعد از مسی، ژاوی بزرگترین بازیکن تاریخ بارسا است؟
می توانیم ژاوی را بعد از مسی بهترین بازیکن تاریخ طولانی باشگاه بارسلونا بدانیم. این بازیکن اسپانیایی، اگرچه دیر اوج گرفت اما زمانی که به اوج رسید یکی از بهترین شد و چندین فصل متوالی، برای بارسا جز بهترین ها بود.

بیوگرافی ژاوی

بیوگرافی ژاوی

هیچ کس شاید حتی در طول تاریخ فوتبال، به اندازه ژاوی بلد نبود که چطور چگونگی تقسیم مالکیت توپ را بر زمین دیکته کند و چطور همه توپ را به هم تیمی هایش برساند. بی خود نبود که بارسا و تیم ملی اسپانیا می توانستند همواره آمار بیش از هفتاد درصد مالکیت توپ داشته باشند.

درصد پاس های سالم ژاوی در بسیاری از بازی ها بیش از ۹۰ درصد بود و حتی یک بار در یک بازی به طرز باور نکردنی به ۱۰۰ درصد رسیده بود.

منبع:بیوگرافی ژاوی

بیوگرافی ژاوی

بیوگرافی امید عالیشاه بازیکن فوتبال پرسپولیس را در ادامه ببینید.

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

نام :امید
نام خانوادگی :عالیشاه
محل تولد :ساری
متولد :20 دی ماه 1370
پست :هافبک – مهاجم سایه
شماره پیراهن :2
باشگاه کنونی :پرسپولیس تهران
امید عالیشاه متولد 20 دی 1370 – ساری بازیکن کنونی باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران و بازیکن تیم ملی جوانان ایران است.
عالیشاه اهل شهرستان ساری و اصالتاً از روستای ارست در نزدیکی باداب سورت می باشد.
او از معدود بازیکنان مازندرانی است که تجربهٔ بازی در جام جهانی فوتبال نوجوانان را داراست.وی همچنین با درخشش در لیگ برتر فوتبال ایران توانسته نظر کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران را نیز جلب کند و به تیم ملی دعوت شود.

عالیشاه سابقهٔ بازی در باشگاه های نساجی و راه آهن تهران را نیز در کارنامه دارد. یکی از بیاد ماندنی ترین صحنه های فوتبال او گلزنی در داربی 79 پایتخت است که در دقیقهٔ 82 دروازهٔ استقلال را باز کرد و پرسپولیس با گل او 2 بر 1 پیروز شد

امید فوتبال خود را با تیم صنایع طلایی سمنان آغاز کرد و در ادامه به تیم های نساجی مازندران ، نفت تهران ، راه آهن تهران و در نهایت با انتخاب شدن علی دایی به عنوان سرمربی پرسپولیس ، او نیز به پرسپولیس آمد تا راه خود را برای پیشرفت هموارتر سازد . امید عالیشاه به دلیل مصدومیت نتوانست آنطور که باید و شاید در نفت تهران بدرخشد . مصدومیت او یک فصل به طول انجامید . در فصل جدید و در حالی که از چند تیم لیگ برتری پیشنهاد داشت به دیگر تیم تهرانی یعنی راه آهن پیوست تا زیر نظر آقای گل جهان بتواند خودش را به فوتبال حرفه ای کشور معرفی کند که در این امر موفق شد .

در اولین سال حضورش در تیم راه آهن بسیار موفق عمل کرد با مجموع 1983 دقیقه بازی 9 گل و 3 پاس گل داد یعنی در هر 220 دقیقه 1 گل به ثمر رساند . البته امید عالیشاه از هفته 26ام به دلیل مصدومیت نتوانست تیمش را تا انتهای لیگ همراهی کند و فصل جدید خودش را از هفته ی 18ام آغاز کرد که نتوانست گلی در 16 باری که برای راه آهن در فصل جدید به بازی رفت به ثمر برساند اما عملکرد فوق العاده وی در این سال مقابل تیم هایی مثل پرسپولیس ، تراکتور و استقلال نظر فوتبال دوستان را به سمت خودش جلب کرد تا جایی که بعضی ها او را به عنوان پدیده لیگ برتر در سال 91-92 می دانستند . تا اینکه در فصل 92-93 علی دایی ، او را با خود به پرسپولیس آورد تا با ترکیب چند بازیکن جوان و چند بازیکن با تجربه تیمی لایق قهرمانی در لیگ برتر و البته جام باشگاه های آسیا آماده کند .
افراد زیادی او را قابل مقایسه با هم پستی هایش در پرسپولیس از جمله هادی نوروزی ، غلامرضا رضایی و حمیدرضا علی عسگری و … نمی دانستند و او را از همان اول نیمکت نشین پرسپولیس پذیرفته بودند . تا اینکه فصل جدید این بار با پیراهن پرسپولیس برای امید عالیشاه آغاز شد . در 4 هفته ابتدایی همانطور که انتظار می رفت روی نیمکت نشست و بازی به او نرسید اما با اشتباهاتی که نوروزی و رضایی در جریان بازی ها مرتکب می شدند خشم هواداران را برانگیختند و کم کم زمزمه های حضور بازیکن های جدید مثل عالیشاه و نیمکت نشینی نوروزی و رضایی شنیده می شد که با قرارداد بستن خلعتبری با پرسپولیس احتمال حضور وی در ترکیب کمرنگ تر شد .

اما امید عالیشاه بر خلاف انتظارات با تلاش فراوان خود و درخشش در تمرینات نظر علی دایی را به خود جلب کرد تا در هفته پنجم مقابل ملوان به عنوان بازیکن ثابت به ترکیب برود . او در این بازی عملکرد خیره کننده ای را از خود نشان داد و در حالی که پرسپولیس با اخراج مهرداد کفشگری 10 نفره به کار خود ادامه می داد توانست یک گل سه امتیازی برای تیمش به ثمر برساند . در ادامه او فرصت های زیادی خلق کرد که با بی دقتی بازیکنانی مثل سید صالحی و رضایی به ثمر نرسید . یک بار هم تیر دروازه مانع رسیدن امید عالیشاه و پرسپولیس به گل دوم شد ، او با زدن تک گل سه امتیازی تیمش مقابل ملوان محبوبیت خاصی نزد هواداران پیدا کرد .
عالیشاه با دریافت کارت قرمز در بازی با فولاد داربی را از دست داد تا جای خالی او در سمت چپ پرسپولیس حس شود . او در جام حذفی نیز عملکرد خوبی داشت و توانست مقابل الوند همدان گل زنی کند . در پایان نیم فصل تیم قدرتمند علی دایی قهرمان نیم فصل شد . بازیکنانی مثل رضایی و نوروزی که دیگر جایی در پرسپولیس برای خود نمی دیدند دیگر تیم های لیگ برتری را برای بازی انتخاب کردند و با اجازه ی کادر فنی این تیم تهرانی را ترک کردند . حال باید دید امید عالیشاه می تواند با جلب نظر کارلوس کیروش و درخشش در جام جهانی 2014 برزیل آینده خود را با حضور در یک تیم مطرح اروپایی دگرگون سازد ؟
گفتگو با امید عالیشاه
امید عالیشاه از جمله بازیکنان جوان این نسل است که خیلی اهل مصاحبه نیست و ترجیح می دهد در سکوت کارش را پیش ببرد. عالیشاه معتقد است نباید بی دلیل هر روز مصاحبه کرد. با امید عالیشاه در منزلش هم صحبت شدیم و او از پدرش برایمان گفت؛ پدری که همه کاره پسرش است، به طوری که اگر بگوید فوتبال بازی نکن او حاضر است فوتبال را کنار بگذارد. اینکه او چطور وارد فوتبال حرفه ای شد و به اینجا رسید و نقش پدرش در زندگی سوژه مصاحبه با عالیشاه بود.
از بچگی عشق فوتبال بودی یا مثل خیلی ها به ورزش های دیگر علاقه داشتی؟

– من هم مثل بقیه فوتبال را از مدرسه مان شروع کردم. پا به توپ شدن من از زنگ ورزش شروع شد. یادم است معلم ورزش مان آقای اسماعیلی بود و یک جورایی او مرا استعدادیابی کرد. آن زمان در مسابقات مدارس شرکت می کردیم. از دو ومیدانی، آمادگی جسمانی، هندبال، فوتسال و فوتبال همه را بازی می کردم.

چه شد به سمت فوتبال آمدی؟

– قدیم هیات های فوتبال استان بازیکنان نونهال و نوجوان را به تیم ملی پایه معرفی می کرد. 10 سالم بود که از دفتر مدرسه صدایم زدند و یادم می آید خیلی ترسیدم و فکر می کردم چه شده که مرا صدا زدند. وقتی رفتم گفتند فلان روز باید تهران باشی و خودت را به مربی تیم ملی نونهالان زیر 11 سال معرفی کنی. آن زمان آقای بیداریان مربی این تیم. بود.

پس فوتبال حرفه ای ات از آن روزی که دفتر مدرسه صدایت زد شروع شد؟

– بعد از آن زمان در تیم های زیر 11، 13، 15 سال و بعد هم نوجوانان که سرمربی اش علی دوستی بود دعوت شدم و در جام جهانی هم بازی می کردم. شروع فوتبال حرفه ای من از تیم ملی نوجوانان آغاز شد و از آن دوره بود که فهمیدم فوتبال شغل آینده من است.

باشگاهی هم بازی می کردی یا فقط تیم ملی نوجوانان بودی؟

– زمانی که در تیم ملی نوجوانان بودم اولین باشگاه حرفه ای ام نساجی مازندران بود. بعد به مدت دو سال به نفت تهران آمدم که سال اول حضورم، رباط پاره کردم و بعد از آن هم به مدت دو فصل در راه آهن با علی دایی کار کردم و حالا هم که در پرسپولیس هستم.

پس از دوره تیم ملی نوجوانان با علی دوستی فهمیدی که قرار است فوتبالیست شوی؟

– از آن دوران متوجه شدم شغل آینده من فوتبال است و تمرکزم را روی فوتبال گذاشتم.

حالا این شغل لذت هم برای تو دارد؟

– یکی از محبت های خدا به من این بود که شغلی را پیدا کردم که هم خوب پول درمی آورم و هم از آن لذت می برم. خیلی ها کار پردرآمد دارند اما علاقه شان چیزی دیگری است ولی من خیلی خوشبخت هستم که هم درآمد خوبی دارم و هم عاشق شغل ام هستم.

اولین پولی که از راه فوتبال درآوردی چه لذتی داشت؟

– جالب است ماجرای اولین پولی که از فوتبال درآوردم را برایتان بگویم. من قبل از اینکه به نساجی بروم برای یک تیم لیگ دو به نام بهنام بازی کردم که اتفاقا در جام حذفی مقابل پرسپولیس بازی کردیم. آن سال من با آنها 4 میلیون قرارداد بستم که پول خوبی در سن و سالم بود. آن زمان 1.5 میلیون تومان را بابت رضایتنامه به مدرسه – باشگاه پدیده ساری دادند که آنجا بازی می کردم. بعد هم بقیه اش را ندادند تا اینکه به نساجی رفتم.

پس طعم اولین پول فوتبال را نچشیدی؟

– من تا حالا از اول فوتبالم پول کامل نگرفته ام.

یعنی باشگاه ها پولت را نداده اند؟

– من از باشگاه هایی که در آنها بازی کردم طلب زیاد دارم. مسائل زیادی رخ داد تا پول من را ندهند. متاسفانه مثل اینکه حرف است که پول بازیکنان را کامل ندهند.

در شهر شما اکثر فوتبالیست ها به جای آنکه خاک فوتبال را بخورند از اول چمن دیده اند نه خاک.

– نه بابا اینطوری هم نیست که می گویید. خودم از آن بازیکنان شمالی هستم که خاک فوتبال را خوردم. اسمش هست که چمن است وگرنه زمین خاکی است که گوشه کنارش چندتا علف هم سبز شده.

دوره ای که 10 ساله بودی پدرت با ادامه فوتبالت موافق بود یا می گفت باید درس بخوانی؟

– بابام از اولی که وارد فوتبال شدم مشاور خوبی برای من بود. اتفاقا یادم است چهارم دبستان که به من گفتند باید بروم برای تیم ملی نونهالان با سرعت آمدم خانه تا به پدرم که فوتبالی بود خبر بدهم. وقتی رسیدم پدرم خواب بود. آنقدر سر و صدا کردم تا بیدار شد و با کلی ذوق و شوق گفتم که برای فوتبال باید بروم؛ فکر کردم کلی کیف می کند اما هیچ عکس العملی نشان نداد. فکر کنم هنوز خواب بود. (خنده)

شاید هم فکر نمی کرد فوتبالیست حرفه ای شوی…

– من الان هم که فوتبالیست حرفه ای شده ام باز هم با پدرم مشورت می کنم و همه چیز را با او در میان می گذارم. اتفاقا چون می دانست پیشرفت می کنم شاید خیلی خوشحال نشد چون او آینده نگری فوق العاده ای در خصوص فوتبال من دارد.

پس او یک جورایی پیشگوی اختصاصی امید عالیشاه است؛ مثلا چطور پیشگویی می کند؟

– (خنده) البته نه آنطوری که شما می گویید ولی سر بازی کردن یا نکردن من یا مذاکره برای قرارداد بستن می گوید مدیرعامل این حرف را می زند و تو باید اینگونه جواب بدهی یا جلسات با سرمربی دقیقا می گوید مربی چه مسائلی را مطرح می کند.

جالب است…

– او حتی در مورد مصاحبه کردن هم به من مشورت و راهنمایی می دهد. مثلا می گوید فلان سوال را می پرسند، تو چه بگو یا چطور مصاحبه کن.

تا حالا از پدرت کتک خورده ای؟

– در مورد فوتبال تا حالا از پدرم کتک نخوردم اما مگر می شود بچه ها از پدرشان کتک نخورده باشند ولی یادم نیست سر چه مسئله ای بوده است اما یک چیز همیشه مرا ناراحت می کند و آن زمانی است که پدرم از بازی من ناراحت باشد؛ واقعا به اندازه یک کتک خوردن برایم سخت است.

پس پدرت نقش زیادی در فوتبال تو ایفا می کند؟

– واقعیت این است که پدرم همه کاره من است و برای قرارداد بستن هم با پدرم می روم. او حتی اگر بگوید فوتبال بازی نکن، همین امروز فوتبال را می بوسم و کنار می گذارم.

مادرت چطور، او هم فوتبالی است یا می گفت درس بخوان پسر!

– مادرم بنده خدا خیلی فوتبالی نیست اما همیشه می گوید فوتبال بازی نکنی، من خوشحال ترم!

چرا؟

– مادرها را که می شناسید؛ همیشه نگران فرزندان شان هستند. هر وقت تعویض می شوم یا در حین بازی مصدوم می شوم می گوید دیگه فوتبال بازی نکن. نگران است که من مصدوم شوم، به خصوص پس از مصدومیتی که در نفت تهران برایم به وجود آمد.

خیلی ها مثل تو پدرشان همه کارشان بود اما موفق نشدند. تا حالا شده این موضوع را به تو گوشزد کنند که بی خیال پدرت شو…

– اتفاقا خیلی جاها گفتند که دلیل به توافق نرسیدن با تو، پدرت است و پدرت باعث می شود به جایی نرسی… در حالی که اینطوری نیست و من با پدرم مشورت می کنم و پس از آنکه به جمع بندی رسیدیم آن وقت او با طرف مقابل وارد مذاکره می شود و در اصل حرف مرا می زند.

تا حالا شده مشاوره اشتباهی بدهد یا برخلاف نظر تو صحبت کند؟

– تا این لحظه که با شما صحبت می کنم مشاوره هایش درست بوده و به فوتبال من کمک کرده است.

خودش فوتبالیست بوده یا اینکه فقط به فوتبال علاقه دارد؟

– پدرم فوتبالی است و به جرأت قسم می خورم اگر امکانات و شرایط زندگی اجازه می داد که فوتبال را ادامه دهد یکی از بازیکنان بزرگ مملکت می شد. او یک فوتبالیست قوی بود که فوتبال را ادامه نداد.

اینکه پدرت همراه تو است باعث نمی شود نگاه بقیه تغییر کند و بگویند پدرش مدیر برنامه هایش شده است. متوجه می شوی چه می گویم. منظورم این است مثل دوران مدرسه که دوست نداشتیم پدر یا مادرمان ما را به مدرسه ببرند…

– اصلا اینطور فکر نمی کنم؛ با دلال بروم خوب است؟! اتفاقا خیلی جاها به من گفته اند خودت تنها بیا اما من از شما می پرسم با دلال بروم بهتر است یا پدرم که خیر و صلاح مرا می خواهد.

آخه اینطور همه فکر می کنند پدرت از تو مثل مدیر برنامه ها درصد می گیرد…

– اصلا چنین حرف هایی نیست. این مسئله را می گویم تا بهتر متوجه شوید که پدرم کل پول مرا می گیرد نه درصدی اش را؛ من هر قراردادی می بندم باورتان نمی شود یک ریالش هم در حساب خودم ندارم. من هر موقع پول بخواهم به پدرم زنگ می زنم و می خواهم مقداری پول به من بدهد. هنوز پول توجیبی ام را از بابام می گیرم.

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

پدرت در مورد برخورد با مربیان هم به تو مشورت می دهد؟

– بله؛ خیلی جاها که من عصبانی بودم گفته اشکال ندارد، بزرگتر است و تو باید احترام بگذاری؛ بعضی وقت ها سر بازی کردن یا نکردن ناراحتم که پدرم می گوید هرگز تو روی سرمربی ات درنیا.

و حتما تو هم خیلی گوش کرده ای؟

– (خنده) نه دیگه؛ بعضی وقت ها باعث ناراحتی اش می شوم… البته یادم نمی آید کی سر این ناراحت شد اما زیاد نبوده چون اصولا اهل حاشیه و اعتراض به این شکل نیستم.
خیلی ها تو را مهدوی کیای دوم فوتبال ایران می دانند؟

– اصلا اینطور نیست. آقا مهدی را نباید با هیچکس مقایسه کرد. آقا مهدی اسطوره و بازیکن تکرار نشدنی فوتبال ایران است. از نظر فنی که هیچی اما از لحاظ اخلاقی اگر بتوانم ذره ای از خصوصیات او را به دست بیاورم برای کامل شدنم کافی است. من واقعا ارادت قلبی به آقا مهدی دارم و اصلا خودم را از نظر فنی قابل مقایسه با ایشان نمی دانم.

تیم ملی برای امید عالیشاه کمی دست نیافتنی شده، در صورتی که خیلی ها فکر می کردند فیکس تیم ملی می شوی.

– واقعیتش فکر می کردم در جام جهانی حضور داشته باشم و هدف خودم هم این بود اما مصدومیت راه آهن نگذاشت بتوانم در اردوهای تیم ملی خوب کار کنم. امیدوارم بتوانم برای جام ملت های آسیا شانس حضور در تیم ملی را داشته باشم. من خیلی دوست دارم در تیم ملی بازی کنم و هدف من در حال حاضر هم حضور در تیم ملی و قهرمانی با پرسپولیس است.

منبع:بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی مریم بوبانی و همسرش + زندگی شخصی و فرزندان

بیوگرافی مریم بوبانی

بیوگرافی مریم بوبانی

مریم بوبانی متولد ۱۳۳۲ در سنندج و بزرگ شده اهواز، بازیگر است

دانش اموخته کلاس های آزاد بازیگر امین تارخ است، فعالیت خود را با تئاتر آغاز کرد و بعد از دهه ۴۰ زندگی خود وارد عرصه حرفه ای سینما و تلویزیون شد، دو فرزند هنرمند مشهورد در عرصه موسیقی دارد

علاقه به هنر با تشویق مادربزرگ

من از بچگی به بازیگری علاقه‌ مند بودم. موثرترین کسی که باعث شد عاشق این حرفه شوم، مادربزرگم بود که در بچگی ما را به تئاتر و سینما می‌برد و من از همان زمان در ذهنم طراحی می‌کردم که روزی بازیگر خواهم شد

آوارگی جنگ

کلاس اول دبیرستان که بودم آقای خلج تئاتری را برای اجرا به شهر آبادان آورد و بعد از دیدن این نمایش، تصمیمم برای بازیگر شدن، قطعی شد

وقتی دانش‌ آموز بودم در تئاترهای مدرسه بازی می‌ کردم و خیلی جدی این کار را ادامه می‌ دادم، اما بعد اتفاقات دیگری در زندگی‌ ام رخ داد که مرا از مسیر بازیگری دور کرد. ازدواج کردم، بچه‌ دار شدم و بعد جنگ شد و آوارگی سال‌ های جنگ با دو بچه که آنها را از این شهر به آن شهر می‌ بردم تا سالم بمانند

مهاجرت به تهرات

سال ۷۰ تصمیم گرفتیم از خوزستان به تهران مهاجرت کنیم تا شرایط زندگی برای بچه‌ هایم بهتر شود چون در شهرهای جنگزده هیچ امکانی برای پیشرفت بچه‌ها وجود نداشت. تهران که ساکن شدیم و زندگی بچه‌ هایم روی روال افتاد و خاطرم از آنها که راحت شد

بیوگرافی مریم بوبانی

بیوگرافی مریم بوبانی

کلاس های بازیگری

بعد از مهاجرت به تهران ورود به گروه‌ های تئاتری برای تازه‌ واردها سخت بود، همین اتفاقی که الان هم وجود داردف باند بازی‌ ها به آدم‌ های حتی مستعد و توانمند هم میدان کار نمی‌‌ دهند، آن سال‌ها تبلیغات آموزشگاه بازیگری آقای تارخ را دیدم و به آنجا رفتم

هر چند دغدغه اصلی ام بازیگری و کارگردانی تئاتر بود، اما مسیر فعالیتم تغییر کرد و بازیگر شدم، اما در سینما و تلویزیون. هیچ وقت به این فکر نمی‌ کنم که برای شروع کاری دیر است
فرزندان

هر دو پسر من موزیک کار می کنند، پسر بزرگم، یاور احمدی فر، بازی می کنه و در فیلم رستاخیز آقای درویش دو نقش بازی کرده و عضو گروه رستاک هم هست. پسر کوچکم آیین احمدی فر، تنظیم کننده هم عضو گروه چارتار هست

همسر همراه

همسر من به شدت همراه هستن و بار زیادی از زندگی روی دوش ایشونه، به خاطر این که من اغلب اوقات نیستم، یا شهرستانم یا به دلیل کارم خارج از کشورم یا به هر دلیلی حضور ندارم و ایشون بخشی از زندگی رو که از من خالی می شه رو پر می کنند

سفیر نیکوکاری

مریم بوبانی بازیگر سرشناس تئاتر، سینما و تلویزیون کشور و همچنین تورج اصلانی عکاس و فیلمبردار تجربه‌ گرای سینمای ایران و جهان؛ به عنوان سفیران موسسه خیریه نیکوکاری نینوا برگزیده شدند
فعالیت در شهرستان

من وقتی اومدم تهران همه ی آمال و آرزوم بازیگری بود ولی هر جا که مراجعه کردم با درِ بسته مواجه شدم. از سر ناگزیری تنها راهی که پیدا کردم که هم راه سلامتی بود و هم راهی بود که به اتکاء دانشم در این حیطه کار کنم کارگاه بود

از این ماجرا اصلن پشیمون نیستم. معمولن اینجوریه که نقطه عطف کار من رو از همین شروع کار تصویر می دونن. اما من قبل از اون تئاتر هم کار کرده بودم و حتا تئاتر هم کارگردانی کرده بود

اوقات فراغت و سفر

مطالعه می‌ کنم‌ بیشتر رمان می خوانم؛ به مطالعه علاقه دارم و جزو بخش جدا نشدنی زندگی‌ ام است‌، سفر رفتنم هم منحصر به حضور در فیلم‌ هایی است که در شهرستان‌ ها بازی می‌ کنم

فیلم های سینمایی مریم بوبانی

● زیر سقف دودی – ۱۳۹۵
● جامه دران – ۱۳۹۳ – فقط صدا
● ارغوان – ۱۳۹۳
● بی خداحافظی – ۱۳۹۰
● مرگ کسب و کار من است – ۱۳۸۹
● آینه های روبرو – ۱۳۸۸
● ندارها – ۱۳۸۸
● زمزمه با باد – ۱۳۸۸
● شبانه روز – ۱۳۸۷
● پای پیاده – ۱۳۸۷
● خاک آشنا – ۱۳۸۶
● محیا – ۱۳۸۶
● هم‌ خانه – ۱۳۸۶
● باز هم سیب داری ؟ – ۱۳۸۵
● سه زن – ۱۳۸۵
● به آهستگی – ۱۳۸۴
● جایی برای زندگی – ۱۳۸۳
● ماجراهای اینترنتی – ۱۳۸۳
● یک تکه نان – ۱۳۸۳
● اینجا چراغی روشن است – ۱۳۸۱
● فرش باد – ۱۳۸۱
● صنوبر – ۱۳۸۰
● نیمه پنهان – ۱۳۸۰
● زندان زنان – ۱۳۷۹
● زیر پوست شهر – ۱۳۷۹
● سگ کشی – ۱۳۷۹
● بودن یا نبودن – ۱۳۷۷
● عشق + ۲ – ۱۳۷۷
● مهر مادری – ۱۳۷۶

سریال های تلویزیونی مریم بوبانی

● زیر پای مادر – ۱۳۹۶
● نفس گرم – ۱۳۹۴
● مدینه – ۱۳۹۳
● تا ثریا – ۱۳۹۰
● مختارنامه – ۱۳۸۹
● قصه ها و واقعیت ها – ۱۳۸۹
● عشق گمشده – ۱۳۸۳
● روزگار قریب – ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۱
● ستایش – ۱۳۸۸
● بگذار آفتاب برآید – ۱۳۷۸ تا ۱۳۷۷
● پزشکان – ۱۳۷۷
● تا رهایی – ۱۳۸۸

منبع:بیوگرافی مریم بوبانی

بیوگرافی مریم بوبانی

بیوگرافی آلن دلون

بدون دیدگاه

آلَن فابیَن موریس مارسِل دُلون (به فرانسوی: Alain Fabien Maurice Marcel Delon) (زادهٔ ۸ نوامبر ۱۹۳۵) بازیگر مشهور فرانسوی است. وی در طول زندگی حرفه‌ای خود با کارگردانان شناخته‌شده‌ای همچون لوکینو ویسکونتی، ژان-لوک گدار، ژان-پیر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال کار کرده‌است و افتخار دریافت جوایز معتبر سینمایی مانند جایزه سزار را داشته‌است.

زندگی‌نامه آلن دلون

بیوگرافی آلن دلون

بیوگرافی آلن دلون

آلَن دُلون در ۸ نوامبر ۱۹۳۵ در دهکده‌ای به نام «سو» (به فرانسوی: Sceaux) در حوالی پاریس به دنیا آمد. نام پدرش «فابیَن» و مادرش «ادیت» بود. زمانی که آلَن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به‌ناچار سرپرستی‌اش به خانواده‌ای دیگر واگذار شد. او در خانه‌ای رشد کرد که روبه‌روی یک زندان بود و آلن با بچه‌های نگهبان زندان هم‌بازی بود. پس از چند سال، پدر و مادرخوانده‌اش بر اثر حادثه‌ای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش، که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود، قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه‌سواری، فوتبال و رفتن به سینما علاقهٔ وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به‌کلی درس و تحصیل را ترک کرد. پس ناپدری‌اش به‌ناچار او را به مغازهٔ قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد، اما آلن هیچ علاقه‌ای به این حرفه نداشت و در ۱۷ سالگی خانه را ترک کرد و به ارتش پیوست.

وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به‌عنوان چترباز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. وی در مورد خاطراتش در آن زمان می‌گوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف می‌زدم و به حرف‌هایم گوش می‌دادند».

آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به‌عنوان باربر و سپس به‌عنوان پیش‌خدمت در کافه‌های مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده‌اش زندگی می‌کرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه‌های محل کارش رفت‌وآمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود. آنهایی که دربارهٔ زندگی او تحقیق کرده‌اند می‌گویند که او با دنیای زیرزمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می‌کرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنوارهٔ فیلم کن بروند. این تصمیم، زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ‌گونه تجربهٔ بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه‌ای به جشنواره رفته بود، پس از بازگشت از جشنواره به یک فوق‌ستاره تبدیل شد. چهرهٔ فوق‌العاده جذاب او در آن مجلس کاملاً سرآمدِ همگان بود و در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند. او بیشتر در نقش دزد یا آدمکش اجیرشده بازی می‌کرد.

در دههٔ ۱۹۷۰، علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تأسیس کرد و به جمع‌آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم‌هایی که او تهیه می‌کرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تأسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینهٔ موردعلاقه‌اش، یعنی جمع‌آوری آثار هنری و پرورش اسب‌های مسابقه، سرمایه‌گذاری کرد. گنجینهٔ شخصی او کم‌نظیر است و صاحب عتیقه‌هایی است که بسیاری از آن‌ها در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده‌است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد تا بر عملکرد شرکتی که محصولاتش را به نام «آلن دلون» به فروش می‌رساند نظارت بهتری داشته باشد. دفتر این شرکت در شهر ژنو است.

زندگی خصوصی آلن دلون

اولین نامزد او «رومی اشنایدر (alain delon romy schneider)» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. «آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس» ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند.
اما یک حادثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ‌گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینما است اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم می‌گوید: «پسرم با من متفاوت است».

آلن دلون در سال ۱۹۸۷ در سن ۵۲ سالگی با یک مانکن هلندی به نام «رزالی وان بیرمن» ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «آلن فابیانی» شد و در سال ۲۰۰۲ این دو از هم جدا شدند. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس» در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت: «من در اکثر فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام یا دزد بوده‌ام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمی‌کرده است که چه کاره بوده‌ام، در همهٔ فیلم‌ها تنها بوده‌ام. نمی‌دانم اما فکر می‌کنم کارگردان‌ها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند».

آلن دلون از سال ۱۹۹۹ در کشور سوییس ساکن است.

بیوگرافی آلن دلون

بیوگرافی آلن دلون

فیلم‌شناسی آلن دلون

وقتی زنی دخالت می‌کند
زیبا باش اما خفه شو
کریستین
زنان ضعیف هستند
راه جوانی
روکو و برادرانش
ظهر بنفش
The Joy of Living
عشق‌های مشهور
عشق در دریا
کسوف
Carom Shots
شیطان و ده فرمان
خانه شادی
هر شماره‌ای می‌تواند برنده باشد
پلنگ
لاله سیاه
L”Insoumis
رولز-رویس زرد
یک‌بار یک دزد
Is Paris Burning?
Texas Across the River
فرمانده گم شده
ماجراجویان
Diabolically Yours
سامورایی
ارواح مردگان
خداحافظ رفیق
دختری سوار بر موتورسیکلت
جف
دسته سیسیلی‌ها
استخر
The Love Mates
Easy, Down There!
بورسالینو
دایره سرخ
ترور تروتسکی
Fantasia chez les ploucs
آفتاب سرخ
بیوه کودرک
یک پلیس
اولین شب آرامش
معالجه با شوک
اسلحه بزرگ
عقرب
انبارهای سوخته
نسل اربابان
دو مرد در شهر
بورسالینو و شرکا.
سینه‌های یخی
زورو
کولی
داستان یک پلیس
بومرنگ
آرماگدون
آقای کلاین
مرد عجول
مرگ یک مرد فاسد
باند
توجه، بچه‌ها نگاهمان می‌کنند
کنکورد …فرودگاه ۷۹
پزشک
سه مرد برای کشتن
تهران ۴۳
For a Cop”s Hide
شوک
Le Battant
داستان ما
سوان عاشق
حرف یک پلیس
گذرگاه
پلیس خفته را بیدار نکن
ماشین رقص
موج نو
بازگشت کازانووا
Un crime
تدی خرسه
صد و یک شب
Le Jour et la nuit
نیمه شانس
بازیگران
فرانک ریوا
آستریکس در بازی‌های المپیک
Happy New Year, mothers!
آلن دلون در ایران

دلُن در ایران با صدای خسرو خسروشاهی شناخته شده است و تنها صدایی است که با استقبال سینماها روبرو شده است. البته در سال‌های دور زنده‌یاد کاووس دوستدار، منوچهر زمانی، محمود قنبری و ژرژ پطرسی نیز بجای او صحبت کرده‌اند که در دوبلهٔ مجدد آن آثار خسروشاهی حرف زده است.

منبع:بیوگرافی آلن دلون

بیوگرافی آلن دلون

بیوگرافی و عکسهای سجاد افشاریان کمدین خندوانه و همسرش

بیوگرافی سجاد افشاریان

بیوگرافی سجاد افشاریان

نام:سجادسجاد افشاریان

نام خانوادگی:افشاریان

تاریخ تولد:1364/1/31

محل تولد:شیراز

تحصیلات:کارشناسی ادبیات نمایشی

تاهل:متاهل

——————————————-

سجاد افشاریان در آخرین روز از اولین ماه فصل بهار 1364 در شیراز متولد شد. او نمایش نامه نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر و نیز نویسنده و بازیگر تلویزیون و طنزپرداز میباشد.

افشاریان سرپرست نویسندگان برنامه خندوانه است .

سجاد افشاریان علاوه بر این فعالیت ها در گروه نویسندگان سریال شمس العماره به عنوان نویسنده حضور داشته و مجموعه سریال گوشه ی دل تهرون به نویسندگی و سرپرستی او نوشته شده است .

وی همچنین مدیریت هنری گروه موسیقی بمرانی را بر عهده دارد. از دیگر کارهای سجاد افشاریان بازی در فیلم (من از دیار حبیب ام) میباشد.

سجاد افشاریان کمدین خندوانه یک شبه محبوب شد
ایطور ایطور برزیلته؟ بله سجاد برزیلته. سجاد افشاریان همین جور ساده و راحت برزیل مسابقه خندوانه شد. این دو رگه برزیلی -شیرازی اهل هنر است و تئاتر. همین رفت و آمد ها برای اجرای تئاتر از تهران تا شیراز باعث شد به یکی از تاثیرگذاران تئاتر های دانشجویی تبدیل شده تا و به بدنه زرخیز نمایش ایران اضافه شود بعد ها به قلاب رامبد جوان گیر کرد و نویسنده برنامه او هم شد.
درشش سالگی که تصادف کرد و دو کتف و پای چپش شکست زندگی برایش عوض شد. همان روزها بود که تصمیم گرفت هنرمند شود. شیرازی ها هم که اگر شاعر نشوند یک جایی می روند که شاعرانگی داشته باشد. پس تئاتر انتخاب درستی برای سجاد بود.

آرامش از سر و رویش می بارد. این مرد خوش تیپ به خاطر پیشینه تئاتری و البته شیرازی بودن هیچ وقت روی صحنه استرس نمی گیرد و آرام است. در اجرا مسلط است و طبیعی است که مردم رای های شان را به صندوق او بریزند.

گفتگوی کوتاه با سجاد افشاریان:

این سجاد افشاریان یک دفعه از کجا آمد که یک شبه اینقدر محبوب شد؟

راستش اصلا یک شبه نبود. اینجا قصه های هزار و یک شبی زیاد اتفاق می افتد؛ مثلا هزار شب کار می کنید و یک شب آن اتفاق می افتد؛ البته به شرطی که هزار شب قبل از آن ماجرا، درست کار کرده باشید. این اتفاق واقعا یک شبه نبود؛ نزدیک به 14سالی می شود که در زمینه های هنری فعالیت می کنم.
اما مــردم شمــا را نمی شناختند. حالا می خواهیم بدانیم در آن 14 سال چه کار می کردید؟

دبیرستان که بودم فیلمسازی را شروع کردم. به شکل جدی فیلم کوتاه می ساختم و بعدش هم به سینمای جوان رفتم. همزمان با آن تئاتر کار می کردم. این شانس را آوردم که از دوره راهنمایی معلم تئاتر داشتیم. آن موقع به عشق اینکه یک دفعه وسط کلاس بیایند و بگویند بچه های گروه تئاتر بیایند بیرون، خیلی های مان در این گروه ها فعال بودیم اما من واقعا انگیزه عجیبی برای این کار داشتم. اتودی که به من دادند تا بازی کنم،

واقعا گریه کردم؛ طوری که معلم تئاتر فکر می کرد آن هم جزء بازی ام است. ادامه دادم و حتی در 20سالگی داور جشنواره رشد شدم اما از زمانی که تئاتر را به صورت حرفه ای تر دنبال کردم، بحث تئاتر به حدی حالم را خوب کرد که از فیلمسازی دور شدم.

در همــــان شیـــراز کار می کردید؟

بله. اما اجراها را تهران می آوردیم. جالب اینکه هر نمایشی که در شیراز به هر شکلی اجازه اجرا نمی گرفت وقتی در تهران اجرا می کردم جایزه های معتبری می گرفتم؛ مثلا یکی جایزه جشنواره فجر را گرفت یا یکی از آنها پرتماشاگرترین تئاتر 10 سال سالن قشقایی شد.

تئاتر درآمد و شهرت کمتری دارد. شما چرا تئاتر را انتخاب کردید؟

راستش دغدغه من بازیگری صرف نبود. از روزی که شروع کردم به عنوان نویسنده و کارگردان هم فعالیت داشتم؛ حتی زمانی که فیلم کوتاه می ساختم در 18 سالگی مجموعه ای 18 قسمتی را برای تلویزیون شیراز ساختم. من متولد 64 هستم، در 22 سالگی جزو نویسندگان مجموعه «شمس العماره» سامان مقدم بودم. آنجا برای نویسندگی پولی به من دادند که دوبرابر کل تئاترهایی بود که در زندگی ام کار کرده بودم. برای همین مدت طولانی چیزی ننوشتم چون نمی خواستم طعم این شکل پول درآوردن روی کارم تاثیر بگذارد. دغدغه ام تئاتر بود چون هنر بی واسطه ای است. کشف و شهود این مدیوم را دوست دارم.

اگر در این زمینه کار موفقی دارم به این خاطر است که قبل از نوشتن متن به سوالات بسیاری برای خودم پاسخ می دهم؛ اینکه مثلا چرا می خواهم آن را اجرا کنم یا در چه سالی می خواهم آن را روی صحنه ببرم و اصلا نیاز اجرای آن چیست. این باعث می شود اول از هر چیزی نگاهی جامعه شناختی به زمان حال خودم داشته باشم؛ ضمن آنکه در تصویر معادلاتی وجود دارد که اگر به آنها تن دهید همه چیزتان در تئاتر از دست می رود. من فیلم های زیادی را بازی نکردم چون مناسبات انتخاب نقش آنها را دوست نداشتم؛ اینکه همه کارها را انجام می دادند و بعد برای یکسری نقش ارزان قیمت دنبال بازیگران تئاتر می گشتند؛ حتی 5،4 پروژه سینمایی را رد کردم.

بیوگرافی سجاد افشاریان

بیوگرافی سجاد افشاریان

خب، در این فرصت منتظر چه بودید؟

من صبر می کنم تا هامون خودم را بازی کنم.

ولی شما که با کار طنز وارد شدید؟

اتفاقا من با کار جدی شروع کردم. فیلمی بازی کردم به نام «حبیب آقا» ساخته محمد حمزه ای که به خاطر آن در جشنواره شهر کاندیدای نقش اول شدم که با تقدیر از من شهاب حسینی جایزه را گرفت؛ نقشی کاملا جدی در فیلمی تلخ.

منبع:بیوگرافی سجاد افشاریان

بیوگرافی سجاد افشاریان

بیوگرافی حسن فتحی

بدون دیدگاه

بیوگرافی حسن فتحی

بیوگرافی حسن فتحی

بیوگرافی حسن فتحی

حسن فتحی کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است که در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۳۸ در محله نظام‌آباد تهران متولد شد. حسن فتحی از جانب پدر اصالتی خوانساری و از جانب مادر اصالت آذری دارد. وی دارای مدرک لیسانس روان‌شناسی از دانشگاه شهیدبهشتی تهران و فوق لیسانس رشته کارگردانی نمایش از دانشگاه آزاد اسلامی است. او در دانشگاه‌های مختلفی به عنوان استاد تدریس می‌کند و هم اکنون مدیر آموزشی مؤسسه فرهنگی هنری کارنامه است.
ورود به دنیای هنر
فتحی فعالیت‌های هنری خود را با بازیگری تئاتر در دوران دانشجویی آغاز کرد ولی به طور جدی از سال ۱۳۶۸ با نوشتن نقد تئاتر و سینما در مجلاتی همچون سروش، تماشاخانه، دنیای تصویر و نمایش و نیز نویسندگی و کارگردانی تئاتر وارد دنیای هنر شد؛ که از این حیث او را می‌توان یک کارشناس و محقق هنر و سینما برشمرد.

از سال ۱۳۷۲ خورشیدی به تلویزیون وارد شد و به ساخت سریال پرداخت و از سال ۱۳۸۳ خورشیدی با ساخت فیلم سینمایی “ازدواج به سبک ایرانی” به جمع کارگردانان سینمای ایران پیوست.

حسن فتحی که یکی از کارگردان‌های مهم در عرصه سریال‌سازی در دو دهه گذشته سیما به حساب می‌آید با علاقه وافر خود به فرهنگ معاصر نشان داده است که می‌توان سریال‌های پر مخاطب را در سبک و سیاق متفاوت بر صفحه جادویی تلویزیون در حالی منعکس نمود که مخاطب با کاراکترهای داستان همدلی قابل قبولی نشان دهد. شاخصه مهم آثار تلویزیونی او دیالوگ‌های خاص با ضرباهنگ مناسب و استفاده به جا از آنها در بستر فیلم نامه‌ای قابل قبول و در بسیاری از لحظات ساختار شکن است. همین امر در بررسی کلیت آثار او برگ برنده سریالهای پر مخاطب کارنامه هنری اوست. شناخت خوب او از جامعه معاصر و آشنایی او با موضوعات مورد پسند متناسب با فرهنگ بومی تماشاگر ایرانی آثار او را در رده بهترین مجموعه‌های تلویزیون در دو دهه گذشته قرار داده است.

حسن فتحی معمولا از یک خواننده برای موسیقی‌های میانی و پایانی مجموعه‌های تلویزیونی‌اش استفاده می‌کند. او با خواننده‌های سرشناسی همچون احسان خواجه امیری، محسن چاوشی، علیرضا قربانی و محمد اصفهانی همکاری داشته است.

مجموعه‌های تلویزیونی «همسایه‌ها»، «پهلوانان نمی‌میرند»، «فردا دیر است»، «روشن تراز خاموشی»، «شب دهم» و «میوه ممنوعه» و «اشکها و لبخندها» و« زاینده رود» و تله‌تئاترهای «معمای یک قتل»، «تله موش» و فیلم تلویزیونی «نسخه خطی» حاصل 18 سال حضور و فعالیت مستمر حسن فتحی در عرصه برنامه‌سازی تلویزیونی است.. نام او نخستین‌بار در تیتراژ مجموعه تلویزیونی «همسایه‌ها» (زمستان 1372) در مقام کارگردان دیده شد.

نکته‌ای که در بررسی کارنامه تلویزیونی این هنرمند مشهود است تسلط و گرایش فتحی به تاریخ این سرزمین و پرداخت کاراکترهای آثارش در دل فرهنگ بومی و فولکلور ایرانی است. هوشیاری او در شناخت کاستی‌های جامعه و برجسته‌تر کردن این معضلات در لفافه‌ای از عشق از نکات بارز کارنامه تلویزیونی اوست. در مجموع نباید از یاد برد که او سازنده دو مجموعه‌ “مدار صرف درجه” و “شهرزاد” است که در ردیف خاطره‌انگیزترین و پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های دهه اخیر تلویزیون جای دارند.

فعالیت‌های هنری حسن فتحی

فیلم سینمایی حسن فتحی

کارگردانی فیلم سینمایی ازدواج به سبک ایرانی نوشته مینو فرشچی (۱۳۸۳)
نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی پستچی سه بار در نمی‌زند (۱۳۸۷)
کارگردانی فیلم سینمایی کیفر (فیلم) نوشته علیرضا نادری (۱۳۸۸)
نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی یک روز دیگر (۱۳۹۱)

سریال تلویزیونی حسن فتحی

بیوگرافی حسن فتحی

کارگردانی مجموعه تلویزیونی همسایه‌ها؛ شبکه ۲ (۱۳۷۲)
نویسندگی و کارگردانی مجموعه تلویزیونی پهلوانان نمی‌میرند؛ شبکه ۲ (۱۳۷۵)
کارگردانی مجموعه تلویزیونی فردا دیر است؛ شبکه ۳ (۱۳۷۶)
نویسندگی و کارگردان‌ی مجموعه تلویزیونی روشن‌تر از خاموشی؛ سیما فیلم (۱۳۷۸)
نویسندگی و کارگردان‌ی مجموعه تلویزیونی شب دهم؛ شبکه ۱ (۱۳۷۹)
نویسندگی و کارگردان‌ی مجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه؛ شبکه ۱ (۱۳۸۴)
کارگردانی مجموعه تلویزیونی میوه ممنوعه (مجموعه تلویزیونی) ؛ شبکه ۲ (۱۳۸۶)
کارگردانی مجموعه تلویزیونی اشک‌ها و لبخندها (مجموعه تلویزیونی) ؛ شبکه ۱ (۱۳۸۷)
کارگردانی مجموعه تلویزیونی در مسیر زاینده رود ؛ شبکه ۱؛ ماه رمضان (۱۳۸۹)
کارگردانی مجموعه تلویزیونی زمانه ؛ شبکه ۳ (۱۳۹۱)
نویسندگی (به همراه نغمه ثمینی) و کارگردانی سریال شهرزاد؛ شبکه نمایش خانگی (۱۳۹۴)
نویسندگی (به همراه نغمه ثمینی) و کارگردانی سریال شهرزاد (فصل دوم)؛ شبکه نمایش خانگی (۱۳۹۶)
تئاتر حسن فتحی
بازی در نمایش چهار صندوق نوشته بهرام بیضایی به کارگردانی فردوس کاویانی؛ تهران، فرهنگسرای نیاوران (۱۳۵۹ – ۱۳۸۵)
نویسنده و کارگردان نمایش هی هی ماتادور؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی (۱۳۶۸)
نویسنده و کارگردان نمایش مضحکه پهلوان و پری؛ تهران، تالار هنر (۱۳۶۹)
کارگردانی نمایش داوری اینیدرا نوشته دان کوپال موکرجی؛ تهران، تالار سنگلج (۱۳۷۰)
کارگردانی نمایش در خیابان‌های سرد شب نوشته اعظم بروجردی؛ تهران، موزه آزادی (۱۳۷۲)
کارگردانی تله تئاتر ملکه‌های فرانسه نوشته تورنتو وایلدر؛ شبکه ۲ (۱۳۷۳)
کارگردانی و بازنویسی تله تئاتر معمای یک قتل نوشته آگاتا کریستی؛ شبکه ۲ (۱۳۷۳)
کارگردانی تله تئاتر سوءتفاهم نوشته آلبر کامو؛ شبکه ۲ (۱۳۷۴)
کارگردانی و بازنویسی تله تئاتر تله موش نوشته آگاتا کریستی؛ شبکه ۲ (۱۳۷۵)
کارگردانی و بازنویسی تله تئاتر جان گابریل بورکمان نوشته هنریک ایبسن؛ شبکه ۲
کارگردانی تئاتر گربه نره فرانک لوکاس شبکه یک (۱۳۶۴)

تله فیلم
نویسندگی و کارگردانی تله فیلم یک روز معمولی (۱۳۸۱)
نویسندگی و کارگردانی تله فیلم نسخه خطی (۱۳۸۲)
بازنویسی و کارگردانی تله فیلم رویاهایت را به خاطر بسپار نوشته فرهاد توحیدی (۱۳۸۳)
نویسندگی و کارگردانی تله فیلم دنده معکوس (۱۳۸۸)
کارگردانی تله فیلم چرخ و فلک نوشته علیرضا مسعودی (۱۳۹۱)

فیلم مستند
تحقیق و نگارش مجموعه مستند ۱۸ قسمتی تاریخ تئاتر جهان؛ شبکه ۲ (۱۳۷۱)
تحقیق و نگارش مجموعه مستند ۱۸ قسمتی تاریخ و تحول هنر؛ شبکه ۲ (۱۳۷۱)
تحقیق و نگارش مجموعه ۲۶ قسمتی تاریخ نمایشنامه‌های سنتی ایران؛ شبکه جام‌جم
نویسندگی و کارگردانی مستند سفر ناتمام دربارهٔ زندگی نادر ابراهیمی
جوایز
– جایزه بهترین کارگردانی سریال تلویزیونی برای مجموعه شهرزاد از شانزدهمین جشن سینمایی دنیای تصویر (۱۳۹۵)
– جایزه بهترین کارگردانی برای تله فیلم دنده معکوس از نخستین جشنواره تلویزیونی جام جم، دی ماه (۱۳۹۰)
– دیپلم افتخار و تندیس بهترین کارگردان برای تله فیلم دنده معکوس از جشنواره فیلم شهر (۱۳۹۰)
– جایزه بهترین فیلمنامه تلویزیون برای مجموعه تلویزیونی شب دهم از جشن سینمای دنیای تصویر (۱۳۸۱)
– دیپلم افتخار و تندیس زرین برای فیلمنامه شب دهم از چهارمین جشنواره صدا و سیما (۱۳۸۲)
– جایزه بهترین کارگردان برای تله فیلم نسخه خطی از جشنواره نسخ خطی (۱۳۸۳)
– جایزه بهترین فیلمنامه تلویزیونی برای مجموعه تلویزیونی روشن‌تر از خاموشی از جشن سینمای دنیای تصویر (۱۳۸۳)
– جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردان از جشنواره فیلم‌های عاشورایی سپید برای مجموعه تلویزیونی شب دهم (۱۳۷۵)
– جایزه بهترین کارگردان برای سریال‌های مدار صفر درجه و میوه ممنوعه از جشنواره برترین‌های شبکه جهانی جام جم به انتخاب تماشاگران (۱۳۸۶)
– دیپلم افتخار و تندیس بهترین کارگردان در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم سینمایی پستچی سه بار در نمی‌زند از سوی انجمن منتقدان سینمای ایران (۱۳۸۸)
– دیپلم افتخار و تندیس زرین برای کارگردان هنری تله تئاتر معمای یک قتل از جشنواره صدا و سیما (۱۳۷۴)

منبع:بیوگرافی حسن فتحی

بیوگرافی حسن فتحی

بیوگرافی تام کروز

بدون دیدگاه

بیوگرافی تام کروز (زندگینامه هنرمندان)

در زندگینامه ی تام کروز اینگونه آمده است که : توماس کروز ماپوتر چهارم در ۳ ژوئیه ۱۹۶۲ در سیراکیوز از شهر های نیویورک، امریکا دیده به جهان گشود.

پدر تام مهندس برق و مادر وی معلم بود. خانواده آنها در اصل ریشه‌ ای آلمانی، انگلیسی و ولزی دارند. تام دارای ۳ خواهر به نام های ماریان، لی آن و کاس می باشد. لی آن کار تبلیغات تام کروز را بر عهده داشت.

تام کروز در سن ۱۴ سالگی، او در یک مدرسه ثبت نام تا کشیش شود اما در میانه ی راه از این کار منصرف شد.

همسر تام کروز
تام کروز در سال ۱۹۸۷ با میمی راجرز بازیگر آمریکایی ازدواج کرد. میمی باعث آشنایی او با آئین مذهبی ساینتولوژی شد. این زوج در سال ۱۹۹۰ کارشان به جدایی کشید. در همین سال به هنگام بازی در فیلم “روزهای تندر” با نیکول کیدمن بازیگر استرالیایی آشنا شد و پس از مدتی با او ازدواج کرد. این ازدواج ۱۱ سال دوام داشت. این زوج سرشناس، جذاب و محبوب، تا سالها از سرشناسترین زوج های هالیوود به شمار می‌ آمدند. آنها دو کودک را به فرزندی پذیرفتند. در سال ۲۰۰۱ در حالی که نیکول ۳ ماهه باردار بود از یکدیگر جدا شدند که موجب شد نیکول کودک مذکور را سقط کند. برخی نیز معتقدند دلیل جدایی وی از نیکول ناتوانی نیکول کیدمن در بچه دار شدن بوده است.

تام کروز تا سال ۲۰۰۴ با پنه‌ لوپه کروز بازیگر اسپانیایی ارتباط داشت. در سال ۲۰۰۵ با کیتی هولمز بازیگر آمریکایی آشنا شد و مدتی بعد بر فراز برج ایفل به وی پیشنهاد ازدواج داد. مراسم عروسی آنها در دسامبر ۲۰۰۶ در براچیانو ایتالیا برگزار شد. این زوج هنری به اختصار با عنوان تام کت نیز شناخته می‌ شوند. پیش از آن در ماه آوریل همان سال نخستین فرزند آنها به دنیا آمد که نام فارسی – عبری سوری را برای او انتخاب کردند. سوری نخستین فرزند تنی تام و کیتی است و سومین فرزند تام کروز به حساب می‌ آید.

تام کروز در سال های دبیرستان در فیلم موزیکالی از طرف مدرسه شرکت نمود و مورد تحسین قرار گرفت. همین مساله باعث گردید وی به بازیگری بطور جدی علاقه‌ مند شود. اولین بازی جدی وی، تنها ۱ سال پس از به پایان بردن دوره دبیرستان، در فیلم “عشق بی پایان” به سال ۱۹۸۱ اتفاق افتاد. تا سال ۱۹۸۶ در چندین فیلم به ایفای نقش پرداخت که چندان شهرتی برایش نداشت. اما در این سال تام کروز به عنوان بازیگر اصلی فیلم تاپ گان برگزیده گردید.

سال های بعد، حضور تام کروز در فیلم‌ های مشهور نمایان تر شد. در سال ۱۹۸۹ به همراه داستین هافمن در فیلم “مرد بارانی” شرکت کرد که این فیلم نامزد هشت جایزه اسکار شد. اما تام کروز یک سال بعد توانست نخستین بار نامزد جایزه اسکار بهتری بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم “متولد چهارم ژوئیه” شود.

تام کروز در سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه کننده و بازیگر نقش اول در فیلم “ماموریت غیرممکن” حاضر شد که با اقبال فراوان مواجه شد. چشمان کاملاً بسته به کارگردانی استنلی کوبریک با حضور تام کروز و نیکول کیدمن در نقش یک زوج ثروتمند نقطه عطف دیگری در آثار هنری تام کروز به حساب می‌ آید. قسمت دوم فیلم “ماموریت غیرممکن” در سال ۲۰۰۰ اکران شد و سومین فیلم پرفروش سال شد.

تام کروز در سال ۲۰۰۲ در فیلم گزارش اقلیت ساخته استیون اسپیلبرگ به ایفای نقش پرداخته است. ۲ سال بعد فیلم جانبی یا کلترال از وی به نمایش درآمد که جوایز متعددی به همراه داشت. ۱ سال بعد در فیلم پرفروش جنگ دنیاها باز هم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ نقش آفرینی نمود. سومین بخش از فیلم “ماموریت غیر ممکن” در سال ۲۰۰۶ به روی پرده رفت که همانند دو قسمت قبلی فروش بالایی داشت. تام کروز در سال ۲۰۰۷ در فیلم شیرها برای بره‌ ها بازی کرد.

علاوه بر بازیگری، تام کروز از سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه‌ کننده در تعدادی از فیلم‌ های سینمایی مشارکت کرده است. وی از سال ۲۰۰۶ همراه با پائولا واگنر صاحب شرکت فیلمسازی یونایتد آرتیستز شد.

عکس های تام کروز

بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز

نکاتی که احتمالاً درباره تام کروز نمی دانید:

پسر خاله های تام کروز نیز بازیگرند.

تام کروز چند دهه است که جزو بهترین، خوشتیپ ترین، خوش پوش ترین و قدرتمند ترین بازیگران هالیوود است.

زمانی که در فیلم ” رنگ پول ” بازی میکرد زیاد درباره سیاست حرف میزد.

در عرض چند سال از هم در فیلم هایی جنگ طلبانه مثل تاپ گان حضور پیدا کرد و هم در فیلمی بشدت ضد جنگ مثل متولد چهارم جولای.

تام کروز متولد سوم جولای است در فیلم متولد چهارجولای در نقش کسی بازی میکند که متولد چهار جولای است.

در مدرسه کشیش ها نیز ثبت نام کرده بود ولی بعد از یکسال کنار کشید.

بعد از کناره گیری اجباری از تیم کشتی مدرسه به علت آسیب دیدگی زانو شروع به بازیگری نمود.

تام کروز زمانی که با نیکول کیدمن ازدواج کرده بود دو کودک به نام های کانر و ایزابل را به فرزند خواندگی قبول کرد.

صاحب یک دختر از کیتی هولمز است. دخترش « سوری » نام دارد سوری یک نام فارسی و عبری است.

ازدواجش با کیتی هولمز جزو عجیب ترین ازدواج ها به حساب می آید. او در بالای برج ایفل به هولمز پیشنهاد ازدواج کرد.

مراسم عروسیش در ایتالیا ۲ میلیون دلار هزینه برداشت. این مراسم هم اکنون جزو ده عروسی پرخرج تاریخ است.

وقتی هنوز تازه با کیتی هولمز نامزد کرده بود در برنامه ” اپرا وینفری ” حضور یافت و مردم حدود چند دقیقه او را تشویق کردند. هر کار عجیبی که فکرش را بکنید در این برنامه انجام داد. از سر و کول اپرا بالا رفتن بگیرید تا بالا پایین پریدن در استودیو.

صاحب امتیاز سری ماموریت غیرممکن است. قسمت اول این سری ۷۰ میلیون دلار برایش سود آورد.

تام کروز غواصی میکند.

مکانی دنج در جنگل های کارولینا خریده و برای فرار از شلوغی به آنجا می رود.

تام کروز چپ دست است.

از چتر بازی، غواصی و خلبانی لذت می برد.

تام دو سگ به نام های باسیل و موری و یک گربه به نام هاروی دارد.

او مبتلا به خوانش پریشی می باشد.

در سال ۱۹۹۰ جذاب ترین مرد زنده بود.

برای نقش اصلی فیلم ماتریکس در نظر گرفته شده بود. ( زندگی هر کس رو مطالعه می کنم این جمله را درش پیدا می کنم! )

پس از همبازی شدن با « پنه لوپه کروز » در فیلم « آسمان وانیلی » تا سال ۲۰۰۴ با وی رابطه داشت. ولی بعدا از هم جدا شدند.

از دیسلکسیا یا نارساخوانی رنج می برد. ( نوعی اختلال در یادگیری )

گواهینامه خلبانی اش را در سال ۱۹۹۴ در تورنتو کانادا گرفت.

بعد از افتتاح مراسم اسکار سال ۲۰۰۲ مراسم را ترک کرد. علتش هم این بود که آن روز نوبت او بود که به جای کیدمن از دو فرزند خوانده اش مراقبت کند. او بقیه مراسم را در خانه همراه فرزندانش تماشا کرد.

در سال ۱۹۸۸ هم در بهترین فیلم سال یعنی مرد بارانی حضور یافت هم در بدترین فیلم سال یعنی ” کوکتل “!

اولین بازیگری است که در پنج فیلم متوالی ( هر سال یک فیلم از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ ) حضور یافته که هر کدام بیش از ۱۰۰ میلیون دلار فروش کرده اند.

” رنه زلوگر ” هنگام دریافت اسکارش از تام کروز تشکر کرد. آنها در فیلم جری مگوایر همبازی بودند.

بازیگری را در نیویورک آموخته.

تلفظ صحیح اسم میانی اش می بوتر است.

یک سریال کارگردانی کرده.

فیلم ” هفت سامورایی ” در دوران نوجوانی تاثیر عمیقی بر رویش گذاشته.

منبع:بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز