بیوگرافی گلاب آدینه

بدون دیدگاه

زندگینامه گلاب آدینه

بیوگرافی گلاب آدینه

 

نام:گلاب
نام خانوادگی:مستعان(آدینه)
تاریخ تولد:آبان 1332
تحصیلات: فارغ التحصیل اقتصاد سیاسی
همسر:مهدی هاشمی
فرزندان: نورا هاشمی
———————————————————————–

گلاب آدینه با نام اصلی گلاب مستعان متولد آبان ماه 1332 و دختر حسینقلی مستعان میباشد. او فارغ التحصیل رشته اقتصاد سیاسی از دانشگاه ملی است.

او همسر مهدی هاشمی(بازیگر) و مادر نورا هاشمی (بازیگر) است. مهدی هاشمی (متولد 1325 در لنگرود) بازیگر، کارگردان و فیلم نامه نویس تلویزیون، سینما و تئاتر همسر گلاب آدینه و برادر ناصر هاشمی بازیگر و کارگردان است.
نورا هاشمی (متولد 1362) تنها فرزند گلاب آدینه و مهدی هاشمی توسط والدینش پا به تلویزیون گذاشت. اما کمی بعد توسط همسرش سیاوش اسعدی(کارگردان) وارد دنیای سینما شد و چند فیلم سینمایی از جمله جیب بر خیابان جنوبی را بازی کرد.
فعالیت های بازیگری

گلاب آدینه فعالیت هنری را از سال 1354 با گروه تئاتر دانشجویی پیاده به سرپرستی مهدی هاشمی و داریوش فرهنگ آغاز کرد و در چندین نمایشنامه بازی و کارگردانی را بر عهده داشت. ازکارهای تلویزیونی می توان به بازی در سریال افسانه سلطان و شبان و کارگردانی مجموعه 51 قسمتی بنام خواستگاران اشاره کرد.

افسانه سلطان و شبان یکی از سریال های محبوب دههٔ 61 تلویزیون ایران در ژانر کمدی است که تولید آن در سال 1362 توسط گروه فیلم و سریال تلویزیون آغاز و در سال 1363 به پایان رسید. مهدی هاشمی و داریوش فرهنگ به اتفاق یکدیگر فیلمنامهٔ این سریال را در قالب افسانه ای کهن نوشته و داریوش فرهنگ آنرا کارگردانی کرده است.
او همچنین انتخاب بازیگر و بازیگردان تعدادی از مجموعه های تلویزیونی بوده است. بازی و منشی گری صحنه فیلم نیمه بلند رسول پسر ابوالقاسم به کارگردانی داریوش فرهنگ نخستین تجربه سینمایی اوست.
وی در فاصله سال های 76-1367 به آموزش بازیگری برای گروه های مختلف سنی در مدارس و مؤسسات آموزشی مانند مدرسه هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان وابسته به صدا وسیما پرداخت و نمایشهایی مانند گل دوستی ، یک روز زیبا ، خاطره و خبر خوش را اجرا کرد.

در سال 1367 به همراه همسرش مهدی هاشمی در فیلم زرد قناری به ایفای نقش پرداخت و برای بازی در این فیلم کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فجر شد.
زرد قناری ساخته سال 1367 به کارگردانی رخشان بنی اعتماد است.
خلاصه داستان :کفاش جوانی به نام نصرالله مددی که در شهر کوچکی زندگی می کند سهم خود را در کفاشی می فروشد تا قطعه زمینی بخرد و روی آن به زراعت مشغول شود.
گلاب آدینه پس از بازی در فیلم های شکار خاموش و بهترین بابای دنیا برای بازی در فیلم سینمایی روسری آبی برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در دوره 13 جشنواره فیلم فجر در سال 1373 شد. روسری آبی پنجمین فیلم سینمایی رخشان بنی اعتماد و ساخت سال 1373 است.
خلاصه فیلم:رسول رحمانی مالک یک مزرعه گوجه فرنگی است و کارخانه ای هم در کنار آن دارد. او که چند سال پیش همسرش را از دست داده است، تنها زندگی می کند. «نوبر کردانی» زنی است که سرپرستی خانواده اش را به عهده دارد و ناچار است کار کند. او به همراه چند زن دیگر برای کار در مزرعه انتخاب می شود و…
گلاب آدینه در سال 1382 با بازی در فیلم سینمایی مهمان مامان کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن دوره 22 جشنواره فیلم فجر و دوره 8 جشن خانه سینما شد.
مهمان مامان یک فیلم کمدی خانوادگی است که داریوش مهرجویی آن را کارگردانی کرده است. این فیلم بر اساس کتاب هوشنگ مرادی کرمانی و توسط سیما فیلم تولید شده است.
خلاصه داستان:برای خانواده ای مهمان سرزده، تازه عروس و داماد، می آید چون وضع مالی خانواده خوب نیست، همسایگان دست به دست هم می دهند تا آبروی صاحبخانه را حفظ کنند…
گلاب آدینه برای بازی در فیلم سینمایی دیگو مارادونا هستم کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن دوره 33 جشنواره فیلم فجر سال 1393 شد ولی سیمرغ بلورین را باران کوثری با فیلم کوچه بی نام از آن خود کرد.
خلاصه داستان:تو می دونی من از چیه مارادونا خوشم میاد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی می کرد با همه وجودش بازی می کرد، پرواز می کرد، بازی نمی کرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین می ریخت جلوش د بکش همه چیز و تا تهش می رفت، خودشو لوس نمی کرد… همه اش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمی تونست مرزشونو تشخیص بده…

بیوگرافی گلاب آدینه

بیوگرافی گلاب آدینه

فیلم شناسی گلاب آدینه

سینما
(1384) آرامش در میان مردگان بازیگر
(1384) وقتی همه خواب بودند بازیگر
(1383) یک تکه نان بازیگر
(1383) گل یخ بازیگردان
(1382) مهمان مامان بازیگر
(1382) عروس افغان بازیگر و بازیگردان
(1381) نغمه بازیگردان
(1381) دوشیزه بازیگردان و انتخاب کننده بازیگر
(1381) زندان زنان بازیگر و انتخاب کننده بازیگر
(1378) زیر پوست شهر بازیگر
(1377) بال های سپید بازیگر
(1376) بانوی اردیبهشت بازیگر
(1375) فصل پنجم بازیگر
( 1375) معجزه خنده بازیگردان و بازیگر
(1373) روسری آبی بازیگر
(1371) بهترین بابای دنیا بازیگر
(1368) شکار خاموش بازیگر
(1367) زرد قناری بازیگر
(1361) سلطان و شبان، (سریال تلویزیونی)
(1359) رسول پسر ابوالقاسم بازیگرو منشی صحنه
(1359) چوپانان کویر بازیگر و منشی صحنه
تلویزیون
1390تله تئاتر «ازداستان کوتاه تا نمایش»کارگردانگروه کارگردانانشبکه 4
1390تله تئاتر «آشتی کنان»کارگردانگلاب آدینهشبکه 4
1389–1390تله تئاتر «نامه»کارگردانگلاب آدینهشبکه 4
1389تله فیلم «موندو»بازیگردانشهروز شکورزاده
1388تله فیلم «آسان سُر»بازیگرمجید امامی
1386خواستگارانکارگردان هنریگلاب آدینهکارگردان تلویزیونی:مهدی مظلومی
1385پرواز در حباببازیگردانسیروس مقدمشبکه 3
1381فرستادهبازیگر و بازیگردانجواد شمقدریدر نقش «پیرزن»
1378آغوش های خالیبازیگروحید نیکخواه آزادشبکه 3
1377–1376کوه های سفیدبازیگرابوالقاسم معارفی و مهدی هاشمیگروه کودک و نوجوان شبکه 1
1363–1360سلطان و شبانبازیگر و نویسندهداریوش فرهنگشبکه 1
جوایز
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زرد قناری) دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1367
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (روسری آبی) دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1373
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (فصل پنجم) دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1375
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (بانوی اردیبهشت) دوره 16 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1376
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (مهمان مامان) دوره 22 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1382
کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (مهمان مامان) دوره 8 جشن خانه سینما (مسابقه) – سال 1383
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (وقتی همه خواب بودند) دوره 24 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1384
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (من دیگو مارادونا هستم) دوره 33 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1393

منبع:بیوگرافی گلاب آدینه

بیوگرافی گلاب آدینه

بیوگرافی ناصر هاشمی

بدون دیدگاه

بیوگرافی کامل ناصر هاشمی

بیوگرافی ناصر هاشمی

بیوگرافی ناصر هاشمی

نام:میر احمد
نام خانوادگی:هاشمی قرمزی
پیشه :بازیگر
تولد:22/1/1335
محل تولد:لنگرود
نام اصلی او میراحمد هاشمی قرمزی است. وی هرچند در عرصه های مختلف فیلم سازی حضور داشته است اما بیشتر به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون شناخته می شود.
ناصر هاشمی، (متولد 22 فروردین 1335) بازیگر، دوبلر، فیلم نامه نویس، کارگردان.نام اصلی او میراحمد هاشمی قرمزی است. وی هرچند در عرصه های مختلف فیلم سازی حضور داشته است اما بیشتر به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون شناخته می شود.ناصر هاشمی متولد 22 فروردین 1335 در لنگرود و فارغ التحصیل رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. ناصر با تشویق برادرانش مهدی و محمود هاشمی به هنرهای نمایشی روی آورد و در دوره های دبیرستان در چندین نقش بسیار کوتاه در تئاترهای برادرش مهدی هاشمی بازی کرد و پس از آن فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد و از سال 1363 در چندین تئاتر، تله تئاتر، فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی به عنوان بازیگر، نویسنده و کارگردان وارد عرصه حرفه ای شد. او همسر سیما تیرانداز بوده و اکنون از یکدیگر جدا شده اند.
همسر سابق ناصر هاشمی
ناصر هاشمی همسر اسبق سیما تیرانداز در سال 72 با همسرش آشنا شد و در سال 74 با یکدیگر ازدواج کردند . نحوه آشنایی این دو هنرمند از آنجایی که هر دو بازیگر بودند در یکی از تئاترهای شهر هم بازی بودند, همین موضوع باعث آشنایی بیشتر و شناخت اخلاق و خوی همدیگر شد تا اینکه بعد از گذشت 2 سال با یکدیگر ازدواج کردند. اما این آشنایی و ازدواج مدت خیلی زیادی دوام نیاورد و در سال 82 از یکدیگر جدا شدند . علت جدایی این دو بازیگر رسانه ای نشد حتی خبر جدایی آنها بعد از یک سال منتشر شد شاید علت نبود پل ارتباطی قوی مثل فیس بوک , تلگرام , اینستاگرام و … خبر طلاق این دو هنرمند با تاخیر یک ساله منتشر شد.ناصر هاشمی بعد از جدایی از همسرش سیما تیر انداز با گذشت 13 سال هنوز مجرد است, ظاهرا قصد ازدواج ندارد با گذشت سن ایشان از مرز 60 سالگی بعید است همسری را برای خود انتخاب کنند.اما سیما تیر انداز بعد از جدایی با مردی به نام مجید جوزانی آشنا و این آشنایی خیلی سریع به ازدواج ختم شد . مجید جوزانی هیچ گونه فعالیت هنری ندارد ظاهر خانم سیما تیر انداز دوست داشتند با کسی ازدواج کنند که مانند همسر قبلیشان بازیگر نباشد .
مصاحبه با بازیگر سریال پدر سالار

از اینجا شروع کنیم که اصلا چه شد شما «ناصر» پسر کوچک اسدالله خان در سریال پدرسالار شدید؟

حدود 20 سال پیش یعنی قبل از سال 70 از طریق دوستانم، کامبیز پرتوی و مسعود کرامتی با وحید نیکخواه آزاد و فرشته طائرپور آشنا شدم. چند سالی به دفترشان در پیچ شمیران رفت و آمد داشتم و کارهایی در زمینه فیلمنامه، بازی و کارگردانی انجام دادم. نگارش مجموعه «مسافرخانه» به کارگردانی مسعود کرامتی و بازی مرحوم آقالو، بازی در فیلم «سکوت» به کارگردانی مرحوم علی سجادی حسینی، نگارش فیلمنامه «مرغابی وحشی» به کارگردانی مسعود کرامتی، «سمندون» که طرح آن براساس صحبت های جمعی شکل گرفت و فیلم کوتاه 35mm «دست ها» که من نویسنده و کارگردانش بودم، همه از همکاری من با این گروه بود.

به نظرم بعد از سمندون بود که قرار شد من به پیشنهاد آقای نیکخواه فیلمی ویدیویی از پشت صحنه فیلم نان و شعر پوراحمد تهیه کنم. بیش از 35 ساعت تصویر ویدیویی ضبط و تحویل شد که نمی دانم به کجا رسید.

به هر حال زمانی که در اصفهان بودم مسعود میمی زنگ زد که اکبر خواجویی می خواهد سریالی به نام «پدرسالار» بسازد. پرسید کجا هستی؟ چه می کنی؟ گفتم مشغول کارم. گفت ول کن بیا گفتم تعهد دارم. همین و تمام شد. بعضی ها باهوشند و لحظه را درک می کنند بعضی ها هم نه. من ازجمله دومی ها هستم!

زمان گذشت. کار تمام شد و ما آمدیم تهران. دوباره میمی زنگ زد که شنیدم کارت تمام شده؟ کجایی؟ چه می کنی؟ پرسیدم چه شد هنوز شروع نکردید؟ گفت نه. با یکی از همکاران قرارداد هم بسته بودند اما به چه دلیل نمی دانم به هم خورد و مانده بودند بدون ناصر! رفتم با آقای خواجویی صحبتی کردم و چند قسمت از متن ها را گرفتم و خواندم. از «پدرسالار» بیشتر از فیلمی که همان زمان پیشنهاد شده بود خوشم آمد البته بیشتر از متن ها شخص خواجویی و جمع بازیگران را دوست داشتم. خلاصه قرارداد بسته شد.

*خیلی ها الان و مجددا این سریال را می بینند کمتر از گذشته دلشان به حال «اسدلله خان» می سوزد و بیشتر حق را به ناصر و آذر می دهند. فکر می کنید چرا آن زمان در بین مردم ناصر تا حدودی و آذر کاملا شخصیت های بدی بودند؟

هنگام بازی در پدرسالار من خیال می کردم بینندگان حق را به آذر می دهند چون از طرفی هم حرف هایش منطقی و قابل فهم بود و هم جامعه ما جامعه ای بود جوان! مادران ما از اینکه در خانواده گسترده سنتی همراه خانواده شوهر بودند و تحت نظر، رنج های زیادی کشیده بودند. درواقع مستقل بودن و شخصیت داشتن نه تنها تو را مجبور می کند که سر پای خودت بایستی بلکه دوستی و همدلی افراد خانواده را نیز بیشتر می کند اما درست برعکس تصور من، «پدرسالار» نتیجه عکس دارد!

تا جایی که همان موقع یعنی هنگام پخش سریال شنیدم که خانم امیر سلیمانی از طرف راننده کامیونی تهدید شده بود. البته گویا آقای خواجویی می دانسته و به خانم امیرسلیمانی گفته بوده که هنگام پخش پدرسالار مواظب خودش باشد

بله، خیلی ها در کوچه و خیابان نصیحتم می کردند که چرا خانواده را به هم ریخته ام! چرا من با یک کشیده آذر را سر جایش نمی نشانم (جالب است بدانید که بیشتر خانم ها موافق کتک زدن بودند!) مرد مسنی که قصه را بیش از حد باور کرده بود نصیحت می کرد که برگردیم به خانه پدر و اذیتش نکنیم. بالاخره مجبور شدم توضیح دهم که این فیلم است، ساختیم و تمام شد اما او باورش نشد و گفت:در هر صورت برگردین بهتره!

تصور می کنم بخش قابل توجهی از بینندگان، آن گرما و دنیای پر از آرامش و محبتی را می خواستند که در گذشته بوده یا خیال می کردند که بوده، در حالی که به نظرم واقعیت موجود، عکس این را می گفت. پدری که اصرار دارد همه زیر یک سقف باشند و بیکار و بی شخصیت و وابسته به او حتما در پی سودی است یا مشکل روانی دارد.

البته همان موقع مطالب چند روانشناس را در مطبوعات خواندم که تحلیل بسیار خوب و واقع گرایانه ای از شخصیت اسدالله داشتند. نیاز روحی بینندگان و جذابیت آقای کشاورز، خانم نادره و همکاران ارزشمند هم در این برداشت آن سال های بینندگان تاثیر زیادی داشت. به هر حال خوشحالم که تماشاگر امروزه نگاه متعادل تری دارد.

*به نظر خودتان شخصیتی مثل ناصر با آن ویژگی ها در آن زمان چقدر ما به ازای بیرونی داشت و الان چقدر ما به ازای بیرونی دارد؟

جامعه ما هر روز در حال تغییر است. تغییر و حرکتی شتابان و گاه ترسناک. نسلی که به شدت در پی علم و دانش است و به همان شدت طالب موقعیت و نفوذ و سهم، حق هم دارد. اگر فرض کنیم که زمانی، نه حتما سال پخش اول سریال بلکه بسیار قبل تر از آن جوانانی مثل ناصر وجود داشتند که در موقعیتی بین پدر از یکسو و همسر از سویی دیگر گیر کنند، امروز و در زمان حال تصور نمی کنم حتی به اندازه انگشتان دست هم بتوان چنین اشخاصی را یافت.

*فکر می کنید در حال حاضر چقدر بازخوردهای مردم و حس باورپذیری و همذات پنداری مخاطبان با بازیگران، نسبت به آن دوران تفاوت دارد؟

با اینکه نسبت به آن سال ها، جمعیت، شهرها، خودروها، دود و هوای آلوده، فشارها و عصبانیت ها و مشکلات بیشتر شده و حوصله ها کمتر باز هم جادوی تصویر توانسته جای خود را در دل و زندگی آدم ها باز کند. ممکن است نگاه و نظر نسلی به یک کار هنری تغییر کند اما اگر اصالتی در کار باشد همیشه بیننده را از زاویه ای دیگر متوجه خود می کند. من بعد از سال ها وقتی تصویر آقای کشاورز، زنده یاد خانم نادره، همکاران دیگر، آن خانه، آن بازارچه و آن ارتباطات را می بینم به نظرم واقعی، زنده و ایرانی اند. انتخاب بازیگران توط آقای خواجویی بسیار ماهرانه و خوب بود. کارگردان و تهیه کننده ای آرام، مطمئن و سالم. ای کاش می شد خواجویی در شرایطی مثل آن سال ها سریالی بسازد و قصه جذابی بگوید و مردم را بار دیگر پای تلویزیون جمع کند.

بیوگرافی ناصر هاشمی

بیوگرافی ناصر هاشمی

*خاطره جذابی از آن سریال در ذهن تان وجود دارد که بخواهید بعد از حدود 16 سال از زمان ساخت، آن را تعریف کنید؟

می توانم بگویم «پدرسالار» کلا برایم خاطره است و البته برای بیننده خاطره ای دیگر از جهاتی دیگر. سریال «پدرسالار» به یک نوع خاطره ایرانی جمعی برای فارسی زبانان تبدیل شده. برای من خانه بزرگی که با پدر و مادر و خواهران و برادران و همسران شان و البته همکاران پشت دوربین سال ها در آن زندگی کردیم. سال هایی که در هشت ماه خلاصه شد. دو ماه پاییز و زمستان و بهار. روزها و شب ها صحبت و خنده و درددل و بحث همراه با صبحانه و ناهار و شام و ای. هزاران چای! وقتی به پدرسالار فکر می کنم یادم نمی آید که کسی می خواسته از آن یکی بهتر بازی کند یا دیگری را رقیب خود می دانسته. داشتیم زندگی می کردیم تا اینکه یک روز گفتند تمام شد و ما رفتیم خانه با حفره ای در ذهن و خلایی در دل.

یک روز قرار بود که آقای کشاورز مرا که به سمت آذر می رفتم تا خانه را ترک کنم بگیرد و روی تخت بیندازد. او به آرامی این کار را انجام می داد نگران بود که مبادا صدمه ببینم. چندبار اصرار کردم که با شدت این کار را انجام دهد اما دلش نیامد و آن طور که باید پرتم نکرد و من مجبور شدم کمی بازی کنم. یادش بخیر!

*بعد از سریال پدرسالار به یکباره سراغ کارگردانی رفتید و مجموعه «سمندون» را برای تلویزیون ساختید و خودتان هم در آن بازی کردید. چرا این قدر سریع از بازیگری به کارگردانی رسیدید؟

شما می دانید که هر آدمی بنا به ظرفیت و منش و تجربه و هوش و ذکاوتش به راهی قدم می گذارد. بسیاری از چیزهای خواسته و ناخواسته ممکن است مسیرش را عوض کند. سرش به سنگ بخورد و متوقف شود یا همان سنگ تجربه ای باشد و تذکری برای قوی تر شدن. هیچ کس مثل آن دیگری نیست و اگر شباهت هایی هم باشد شرایط شان یکی نیست. نوشتن و کارگردانی کردن همیشه ذهنم را به خودش مشغول می کرده مخصوصا وقتی که پیشنهادها راضی ام نمی کرد. مشکل بیشتر از خودم بود و هست. در بسیاری از کارها خودم را بد و ناشی می دیدم. هنوز هم تحمل دیدن بازی های خودم را ندارم مگر به اجبار و به سختی تا ایراداتم را برطرف کنم. من همیشه مایل بودم وقت بگذارم و با تمرین های سخت نقشم را کامل تر و خودم بهتر بازی کنم اما در بیشتر کارها زمانی برای تمرین و رسیدن به شخصیتی کامل تر نبوده و نیست. گاهی مجبور می شوید وارد کاری شوید که زمانی از فیلمبرداری آن گذشته و شما فورا باید جلوی دوربین قرار بگیرید و این جمله آشنا و عذاب آور را بشنوید که:«خودت باش» او – کارگردان – نمی داند که با این کار بازیگر را نابود می کند. خب شما باشید چه می کنید؟ من حتی اگر به سراغ کارگردانی نمی رفتم در زمینه دیگری در همین محدوده کارهایی انجام می دادم.

*سخت گیری های شما نتیجه اش سریال ماندگار «روزگار قریب» بود. می خواهم کمی از دلایل قبول کردن آن کار بگویید شاید مخاطب ما علت هایی که ممکن است یک بازیگر را کم کار یا پر کار کند را بشناسد.

فکر می کنم آدم سختگیری باشم. کدام سختگیری؟ مگر من در چه جایگاه مهمی هستم! سختگیری اگر بیش از حد معقول باشد بازیگران بزرگ جهان را نیز نابود می کند چه برسد به من آن هم در جامعه ما! در مورد بازی در روزگار قریب و کار با کیانوش عیاری داستان متفاوت است. چند هفته قبل از شروع سریال، برادرم مهدی گفته بود که قرار است با تو تماس بگیرند. بالاخره زنگ زدند و قراری گذاشتیم. بعد از دوست گریمورم آقای صالحیان شنیدم که پیشنهاد او بوده که فاصله زیاد سنی بین مهدی و شهاب کسرایی با من پر شود. رفتم سر صحنه سکانسی که در پارک پردیسان فیلمبرداری می کردند آقای عیاری را دیدم، یک جمله گفت:«می خوایم فیلمی بسازیم» همین! من هم می دانستم که قرار است همه چیز جلوی دوربین اتفاق بیفتد. او می داند که چه می خواهد و خواسته اش را خوب اجرا می کند. من همیشه سناریوهای پیشنهادی را می خوانم اما عیاری جزو استثناهاست. به چنین کارگرداین باید با اطمینان خاطر تکیه کنید. کم کاری و پرکاری یک بازیگر بیشتر مربوط به خود اوست. یکی حرفه ای است، یکی نیست. من هرچه سعی می کنم در انتخاب نقش ها حرفه ای عمل کنم نمی توانم و خوشحال نمی شوم کسی به من لقب گزیده کار یا سخت گیر بدهد چون خطرناک است و آدم را منزوی و بیکار می کند.

تا به حال شده که برادرتان شما را به فعالیت بیشتر در عرصه بازیگری یا کارگردانی ترغیب کند؟

بله، گاهی صحبت هایی می کنیم. بخشی از مشکلات، عمومی و قابل درک است و بخشی دیگر مربوط به خودم می شود. گاهی منتظر جواب کاری از جایی هستی. گاهی مشغول بازی، کاری را دوست دارم و کاری را دوست ندارم بازی کنم یا نمی توانم.

*به نظر خودتان مسیر بازیگرشدن در دهه 60 و 70 چقدر با دهه 80 متفاوت است و کار بازیگران جوان امروزی با بازیگران جوان دیروز برای برقراری ارتباط با مخاطبان سخت شده یا آسان تر؟

در طی سال های گذشته در چند آموزشگاه، کلاس بازیگری داشتم که طولانی ترین آن در کانون سینماگران جوان بود. در طی چند سال هنر جویان بسیاری را دیدم، با آنها کار و صحبت کردم و بارها گفتم که شما، نسبت به زمان، دوره سخت تری دارید. در دوره ما آرامش بود. رقیب کم بود و شرایط بهتر. شانس کمتری دارید و باید تلاش بیشتری بکنید. بازیگران از دنیای بازیگری می آمدند و معیار همه چیز پول نبود. من در هر ترم با چند هنرجوی بسیار با استعداد رو به رو می شدم. هنرجویان آماده به کاری که نمی دانم کجا رفتند و کجا می روند. جوانانی که منتظرند کارگردانی به سراغ شان بیاید و دنبال خوشگلی نباشد. هرچند زیبایی هم جزو کار ماست اما بازیگر خوب برای بیننده جذاب می شود. این چیزی است که هم در زندگی و هم در بازیگری تصویر وجود دارد.

*آیا ناصر هاشمی در آغاز دهه 90 بازهم می خواهد به کم کاری عجیب خود ادامه دهد یا می شود انتظار حضور بیشتر او جلوی دوربین یا روی صحنه تئاتر را داشت؟

تصور نمی کنم کسی بخواهد عمدا کم کار باشد مگر اینکه دچار مشکلی باشد! من به کارم ادامه خواهم داد و با استقامت و تلاش سعی می کنم به خواسته هایم برسم و جلو یا کنار یا پشت دوربین باشم. مطمئن باشید که دوره جدیدی را در زندگی ام شروع خواهم کرد.

کارنامه هنری ناصر هاشمی

ردیف عنوان اثر کارگردان سال تولید
1 شکلاتی سهیل موفق 1395
2 خانه ی دیگری بهنوش صادقی 1394
3 برادرم خسرو احسان بیگلری 1394
4 عموجان هیتلر حمید ابراهیمی 1393
5 خانه پدری کیانوش عیاری 1389
6 دزدان غیر دریایی بیژن شیرمرز 1389
7 روزگار قریب کیانوش عیاری 1381
8 قاب های خالی مرنضی هرندی 1387
9 تله تئاتر «کالیگولا» قطب الدین صادقی 1383
10 بال های سپید مهدی هاشمی، ناصر هاشمی 1377
11 دومین انفجار نادر مقدس 1375
12 داستان یک شهر خسرو معصومی 1374
13 پدرسالار اکبر خواجویی 1374
14 سمندون ناصر هاشمی 1374
15 حمله به اچ3 شهریار بحرانی 1373
16 مرغابی وحشی مسعود کرامتی 1370
17 برخورد سیروس الوند 1370
18 کار بزرگ سارا محمد جعفری 1370
19 گربه آوازخوان کامبوزیا پرتوی 1369
20 سکوت علی سجادی حسینی 1369
21 زندگی و جنگ احمد نجیب زاده 1367
22 گلنار کامبوزیا پرتوی 1367
23 راویان اخبار گروه کارگردانی 1365–1367
24 گزارش یک قتل محمدعلی نجفی 1365
25 ماه پنهان است خسرو شایسته 1362

منبع:بیوگرافی ناصر هاشمی

بیوگرافی ناصر هاشمی

بیوگرافی حسین تهی

بدون دیدگاه

بیوگرافی حسین تهی؛ خواننده رپ

بیوگرافی حسین تهی

بیوگرافی حسین تهی

حسین تهی یکی از خوانندگان رپ است. وی از سال ۱۳۷۹ به طور غیر حرفه‌ای وارد عرصه موسیقی شد و ترانه‌هایش را در استودیوی خانگیش ضبط و تکثیر می‌کرد. حسین تهی با ترانه «رقص» خودش را در دل مخاطبانش جا کرد و با ترانه «کلید» به اوج محبوبیت و معروفیت رسید. حسین تهی دوره ای را با تتلو در قالب گروه T&T همکاری کرد و همین باعث شد این دو در کنار هم بیشتر و بیشتر دیده شوند.
نام: سید حسین موسوی

نام مستعار: حسین تهی

متولد: 6 بهمن 1364

رشته تحصیلی: مهندسی کامپیوتر

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی

رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

آغاز به کار و فعالیت حرفه‌ای حسین تهی
حسین تهی تا کنون بیش از ۵۰ ترانه خوانده است. اشعار حسین تهی، شامل مفاهیم عاشقانه، اجتماعی، دنس و پارتی، خدا و حتی مذهبی می‌شود. حسین تهی کارهای زیادی را با همراهی امیر تتلو از خود به جای گذاشته و این دو گروهی به نام “T&T” را تشکیل دادند که پس از آن ترانه‌های گسترده‌ای را در قالب آلبوم “T&T” منتشر و در اختیار طرفداران موزیک در ایران قرار دادند.

حسین تهی با ترانه «رقص اندام» و با ترانه «کلید» به محبوبیت و معروفیت دست یافت. حسین تهی به همراه گروه ۰۲۱ (امیر تتلو -پیشرو) و روزبه قائم ویدئو کلیپی را برای آهنگ «برو از پیش من» ساختند که این کار محصول سال ۸۴ است. یکی از آثار مهم حسین تهی سروده «بغض» می‌باشد، ترانه‌ای که برای کودکان بی سرپرست است.

حسین تهی در سابقهٔ چند ساله هنری خود همکاری‌های زیادی را با خوانندگانی همچون افشین، و کامیار داشته است که این فعالیت‌ها به سبک موسیقی « پاپ» بوده؛ وی در سال ۱۳۸۸، راهی کشور امارات و شهر دوبی شد تا آثارش را با آزادی بیشتر و امکانات وسیع‌تر ضبط و تنظیم نماید. حسین تهی به مدت ۲ سال در آنجا سکونت داشت و کنسرت‌های متعددی را نیز در این شهر برگزار کرد اما پس از مدتی راهی کشور انگلستان و شهر لندن شد و در این کشور سکنا گزید.

بیوگرافی حسین تهی از زبان خودش

خودت را معرفی کن:
من حسین هستم متولد 1364 با لقب تهی شروع کردم وبا همین هم تموش میکنم.

تو زاده و بزرگ شده کدام محله تهران هستی؟
حسین تهی: من متولد و بزرگ شده تهرانپارس هستم. همه دوران کودکی و نوجوانی ام در آن محل گذشت. البته سال های آخری که در ایران بودم در خیابان پاسداران ساکن بودم.

از کی به رپ علاقمند شدی؟
حسین تهی: من ازسال 79 به رپ علاقه شدیدی پیداکردم چون از سبک و طرز بیان جملات توی آهنگایی که سبک رپ دارند خیلی خوشم میومد و دوست داشتم بیشتر با این سبک آشنابشم.

ازکی شروع کردی به رپ خوندن؟
حسین تهی: اواخر سال81 بود که من شروع کردم به رپ کردن اما کارهامو تو خونه و فقط برای خودم میخوندم واصلا قصدبیرون دادن و حتی گذاشتن آهنگا روی سایتو نداشتم مثلا ازآهنگای ریکورد شده تو خونه تا اونجایی یادمه میتونم: ادعای باحالی _ دیس فتال و…… میتونم اسم ببرم که فقط برای خودم بود و هیچکدومشون هیچ جا پخش نشد.
چه کسایی رو تو رپ فارسی قبول داری؟
شایان _بکس زدبازی _ رضاپیشرو_ابلیس_هیچکس و امزیپرو حمید دیو

خارجی ها کی؟
puff dady,b.i.g,2pac,snoop dogg, ۵۰cent,eminem,fat joe

خیلی هامیگن توبی تربیت هستی ناراحت نمیشی؟
نه چون هستم(می خنده) خوب بی تربیتی واقعیته و جزیی از رپ منم پسر پیغمبر نیستم عزیزم.

قصدت ازخوندن آهنگ فساد چی بود؟
حسین تهی: داستانش طولانی ولی مختصر توضیح میدم. من اول قرار بود آهنگ << رسم بازی زندگی >> رو با حسین ابلیس بخونم اما به دلایلی نشد و حسین اونو با کیلر خوند بعد از اون کار من به حسین پیشنهاد دادم آهنگ فساد رو باهم بخونیم واونم قبول کرد هدفمون هم این بود که آقاجامعه رو فسادبرداشته یه تکونی بخورین. با اینکه روش وقت کمی گذاشتیم اما خیلی خدا شد.

تو چه زمانی که در ایران بودی و چه الان که در لندن هستی، در ایام عاشورا همیشه ارادت ویژه ای به مراسم آئینی این ایام داشته ای و بارها در ویدئوهایی که از تو منتشر شده، در حال طبل زدن در دسته های عزاداری و نذری دادن هستی. این حس درونی تو در این ایام سال هاست که همین طور باقی مانده و امسال هم تکرار شد. ریشه این علاقه در تو از کجاست؟
حسین تهی: من از امام حسین (ع) در کودکی شفا گرفته ام. اعتقاد من و خانواده ام به امام حسین (ع) از انتخاب اسمم معلوم است. به ایشان یک اعتقاد قلبی داریم. وقتی حدود پنج شش سالم بود یک بیماری عجیب و بدی سراغم آمد و درست در ایام دهه اول محرم بستری شدم. یک شب روی تخت بیمارستان به شدت حالم بد بود. تب شدیدی داشتم و از پنجره بیمارستان دسته های عزاداری را می دیدم.

مادرم بالای سرم بود و تنها بودیم. با حسرت بیرون بیمارستان را نگاه کردم و گفتم: کاش حالم خوب بود، توی دسته دهل می زدم و شربت می دادم. مادرم این حرف های من را ناخودآگاه شنید و گریه کرد. زیر لب دعا می خواند و از امام حسین شفای من را می خواست. شب خوابیدم و روز بعد حالم به طرز معجزه واری بهتر شد.

حتی جوری که صبح روز عاشورا از بیمارستان مرخص شدم و توانستم نذرم را ادا کنم. از آن زمان تا حالا هیچ تغییر در عقیده من نسبت به محرم و روز عاشورا به وجود نیامده و همین باعث شده هر سال عاشورا با همان حس و حال آن سال ها دهل بزنم. روزها گذشتند و در سن 15 سالگی قطعه «آقاجون» را برای امام حسین (ع) ساختم. قطعه ای که در آن، همه احساسم به آقا را آورده بودم و هنوز هم زمانی که آن را می شنوم، یاد آن لحظات می افتم.

امسال هم که برای چندمین سال پی در پی در ایران نبودی و در لندن نذرت را ادا کردی و فیلم دهل زدن و نذری دادن ات خیلی زود در صفحات شخصی خودت و فضای مجازی رکورد بازدید را زد.
امسال هم مثل هر سال به مراسم عزاداری امام حسین (ع) در لندن رفتم. دلم برای محل خودمان و حال و هوایی که در محرم داشتیم، تنگ شده بود. یادش به خیر.

هنوز هم با چهره هایی که آن زمان با هم بالا آمدید و توانستید این موج را راه بیندازید در ارتباط هستی؟
حسین تهی: دوستی و رفاقت ما با هم همچنان پابرجاست و مشکلی با کسی ندارم. فاصله زیاد باعث شده که کمتر با هم در ارتباط باشیم. ولی نداشتن ارتباط دلیل به اختلاف بین ما نیست. ما و همه کسانی که با هم شروع کرده ایم همه مان توانسته ایم هنوز فعالیت هایمان را ادامه دهیم.

ولی ظاهرا هنوز با «سروش لشکری» (هیچکس) در لندن رابطه قوی و خوبی دارید.
سروش از دوستان قدیمی و خوب من است. همیشه اینجا هم جویای احوال هم هستیم. هر چقدر که او درگیر باشد و من هم درگیر کارها و برنامه هایم باشم، باز هم هر چند وقت همدیگر را می بینیم و اتفاقا منزل سروش هم در لندن نزدیک ماست و همیشه در ارتباط گرمی هستیم.

بیوگرافی حسین تهی

تعدادی از آهنگ های حسین تهی

این چیه……. Tohi
سر به هوا (رمیکس) ………. Tohi Ft Ashkan
ترشیدی ………. Tohi Ft Ashkin (0098) Ft Amir Shahriyar
سر به هوا ………. Tohi Ft Ashkan
راست میگن ………. Tohi Ft Shervin
گیر میدادی ………. Afshin & Amir Ali Ft Tataloo & Tohi
میشنوم میگی ………. Tataloo Ft Tohi & P.O.M
زنجیر ………. Tohi Ft Tataloo
غیر مستقیم ………. Tataloo Ft Tohi & Rezaya & 2afm & Tomeh
آقا جون (رمیکس) ………. Tohi Ft Ammin
اینترو ………. Tataloo Ft Tohi
من و اون ………. Tataloo Ft Tohi
بغض………. Tohi
الو منم ………. Tohi Ft Tataloo & Kayot
آقا جون ………. Tohi Ft Ammin
دستمال جیبی ………. Tohi Ft Motlagh & Darvish
بشین کنارم ………. Tohi Ft Tataloo & Shahkar
گربه نره ………. Tohi Ft Tataloo & Tomeh
1001 شب ………. Tataloo Ft Eblis & Tohi & & Enzo
باغ وحش ………. Tataloo Ft Pishro & Felakat & Tohi & Tomeh
نرو ………. Roozbeh Ft Eblis & Tohi
برو از پیش من ………. Roozbeh Ft Tataloo & Pishro & Tohi
پانتومیم ………. Tohi Ft Asir & Emperator
رقص اندام 2 ………. Tohi Ft Eblis
رقص اندام 1 ………. Tohi Ft Pishro
ایران ………. Eblis Ft 2afm & Tohi
Eblis Ft Yar2 & Tohi ……….دافینگ
3 نقطه ………. Tohi Ft Atom & 2afm
تشکر سرخ پوستی
کل بسه
Tohi Ft Ashkan Doggy ………. Rename
جنگ ………. Eblis Ft Tohi & 2afm
فساد ……….Eblis Ft Toh

بهترین دوست
رؤیا
تابستون
بالا
روح

و ….

منبع:بیوگرافی حسین تهی

بیوگرافی حسین تهی

بیوگرافی دیبالا

بدون دیدگاه

بیوگرافی کامل دیبالا

بیوگرافی دیبالا

پائولو دیبالا Paulo Dybala (متولد ۱۵ نوامبر ۱۹۹۳ قد : ۱۷۷ وزن : ۷۵ ) بازیکن فوتبال اهل آرژانتین در پست مهاجم در حال حاضر هافبک هجومی است که هم‌اکنون در باشگاه یوونتوس ایتالیا و تیم ملی آرژانتین بازی می‌کند. در سال ۲۰۱۱ پس از آغاز فعالیت حرفه‌ایی اش در آرژانتین با تیم اینستیتوتو د کوردوبا، در سال ۲۰۱۲ به پالرمو پیوست. عملکرد فوق‌العاده‌اش در سری آ برایش انتقال به یوونتوس در سال ۲۰۱۵ را به ارمغان آورد؛ جایی که قهرمانی ایتالیا، کوپا ایتالیا و سوپر جام ایتالیا را در اولین سال حضورش بدست آورد. دیبالا در اولین سال حضور خود در یوونتوس ۱۹ گل در سری آ به ثمر رساند. او در یوونتوس یک بار فاتح لیگ ایتالیا سری آ و یک بار هم فاتح جام حذفی ایتالیا کوپا ایتالیا، در یک سال حضور خود در یووه شده. او همچنین یک بار با یوونتوس نائب قهرمان سوپر کاپ ایتالیا شده‌است؛ و یکبار نایب قهرمان جام قهرمانان اروپا همراه یوونتوس تا به حال شده‌است. پائولو دیبالا در Laguna Larga در کوردوبا، آرژانتین متولد شد. پدربزرگش، Bolesław Dybła، از روستای Kraśniów در لهستان بود؛ او از زمان تولدش به آرژانتین در جنگ جهانی دوم فرار کرد. خانواده پائولو همچنین از مادر بزرگ مادر بزرگش، به نام دا مسیا، از استان ناپل، دارای ریشه‌های ایتالیایی است. پائولو رسماً تبعیت ایتالیایی خود را در تاریخ ۱۳ اوت ۲۰۱۲ به دست آورد. اینستیتوتو د کوردوبا دیبالا اولین بازی حرفه ای خود را در Primera B Nacional (بخش دوم آرژانتین) با باشگاه زادگاهش در مرکز اینستیتوتو اتلتیکو مرکزی کوردوبا در سن ۱۷ سالگی انجام داد. او ۴۰ بازی با باشگاه انجام داد و در این مدت ۱۷ گل به ثمر رساند. او به عنوان جوانترین بازیکنی که گلزنی کرد، رکورد ماریو کمپس را شکست. دیبالا همچنین اولین بازیکنی بود که ۳۸ بازی متوالی در یک لیگ حرفه ای در کشور انجام داد (دوباره در کنار کمپس)، و همچنین اولین بازیکنی بود که در یک فصل دوبار هت تریک کرد. دیبالا همچنین در شش بازی متوالی گلزنی کرد و با اینکار از رکورد قبلی خود که در چهاربازی متوالی بود پیشی گرفت. پالرمو در ۲۹ آوریل ۲۰۱۲، رئیس پالرمو، مائوریزیو زامپارینی، از عقد قرارداد با دیبالا سخن گفت، «ما پائولو دیبالا (سرخیو آگوئروی جدید) را به خدمت گرفتیم». اما باشگاه اینستیتوتو اعلام کرد که شخصی که مذاکرات را با پالرمو انجام داد قدرت فروش دیبالا را ندارد. با این حال، در ۲۰ ژولای ۲۰۱۲، پالرمو در یک گفتگوی خبری عقد قرارداد دیبالا را تأیید کرد که این قرارداد به صورت چهار ساله بوده‌است و طبق آن، هزینه انتقال برابر ۸٫۶۴ میلیون یورو بوده‌است. دیبالا اولین بازی باشگاهیش در سری آ را برابر باشگاه لاتزیو انجام داد. او دو گل اول خود را در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۲ در بازی‌ای که پالرمو در آن ۲ بر ۰ سمپدوریا را شکست داد، به ثمر رساند. دیبالا پیشرفت شگرف خود را در فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۵ در سری آ داشت که در آن در نیم فصل اول، ۱۰ گل به ثمر رساند و همکاری خوبی با هم تیمی آرژانتینی-ایتالیایی خود فرانکو وازکز داشت. او فصل خود را با ۱۳ گل و ۱۰ پاس گل به اتمام رساند که او را در لیست برترین پاس گل دهندگان در لیگ قرار داد. یوونتوس در ۴ ژوئن ۲۰۱۵، یوونتوس عقد قرارداد ۵ ساله با دیبالا به ارزش ۳۲میلیون یورو را اعلام کرد. او پیراهن شماره ۲۱ را که سابقاً بر تن آندره‌آ پیرلو بود، به تن کرد. در ۸ اوت، او در دقیقه ۶۱ با کینگزلی کومان تعویض شد و در برابر لاتزیو در سوپرجام ایتالیا ۲۰۱۵ به میدان رفت. او گل دوم پیروزی ۲ بر صفر یوونتوس در برابر شانگهای را در دقیقه ۷۳ به ثمر رساند. در ۳۰ اوت ۲۰۱۵، دیبالا اولین گل لیگ در باشگاه جدیدش را در دقیقه ۸۷ در بازی برابر رم زد که در آن یوونتوس ۲ بر ۱ رم را شکست داد. در ۱۶ بازی اول فصل، دیبالا موفق به ۶ گل و ۲ پاس گل شد که رکورد هر گل در هر ۱۵۱ دقیقه را به جا گذاشت که از رکورد کارلوس توس و آلساندرو دل‌پیرو در اولین فصل حضورشان در یوونتوس بهتر بود. در تاریخچه باشگاه، فقط روبرتو باجو رکورد گلزنی خود در بازی‌های فصل آغازین حضورش در یوونتوس را حفظ کرد.

بیوگرافی دیبالا

بیوگرافی دیبالا

نامزد سابق دیبالا یک مدل به نام آنتونلا کاوالیری بود . تصادفی است یا نه اما دیبـالا در موارد بسیاری با لیونل مسی مقایسه میشد و جای تعجب آنجاست که او خود به این مساله دامن میزد و گویی از زندگی خصوصی مسی تقلید میکند چرا که نامزد مسی نیز آنتونلا نام دارد! نامزد او نیز مانند مسی آرژانتینی است.

آنتونلا کاوالیری ، Antonella Cavalieri مدل سابق و کسی است که همیشه در استادیوم یوونتوس برای دیدن بازی ها حاضر است . کاوالیری که به تازگی از دیبالا جدا شده . پائولو دیبالا اکنون با دوست دختر جدیدش اوریانا ساباتینی رابطه برقرار کرده است.
اوریانا ساباتینی Oriana Sabatini خواننده ۲۲ ساله آرژانتینی است.

منبع:بیوگرافی دیبالا

بیوگرافی دیبالا

بیوگرافی کیانو ریوز

بدون دیدگاه

بیوگرافی کیانو ریوز و همسرش + زندگی و عکس keanu reeves

بیوگرافی کیانو ریوز

کیانو ریوز متولد ۱۱ شهریور ۱۳۴۳ در لبنان، بازیگر است

به دلیل تغییر بیش از اندازه رشته‌ های تحصیلی‌ اش از طرف مدرسه اخراج شد و هرگز نتوانست مدرک دیپلم را اخذ کند، سه خواهر بنام های کیم، کارینا و اما دارد، ارتباط او با کیم بسیار خوب است و او را بهترین دوست زندگی اش می داند، ملیت وی در حال حاضر کانادایی می باشد

خانواده و پدر مادر

کیاننو پسر پاتریشیا تایلور طراح لباس و ساموئل نولین ریوز یک زمین‌ شناس بود

مادر ریوز انگلیسی و پدر او از اهالی هاوایی، نژاد ایرلندی پرتغالی چینی بود، پدرش وقتی او ۳ ساله بود، خانواده را ترک کردبه همین دلیل همیشه احساس کمبود داشت و هیچ وقت درباره پدرش حرف نمی زد هروقت هم در گفت و گوها اشاره ای به او می شد، موضوع را عوض می کرد

کیانو در حال حاضر هیچ ارتباطی با پدرش ندارد، مادرش ۴ بار ازدواج کرداخراج از مدرسه

ریوز همیشه رویای اینکه یک ستاره هاکی شود را در سر داشت و برای رسیدن به آرزوی خود رشته تحصیلی خود را تغییر داد و به یک دبیرستان آزاد رفت ولی بعد که می‌ خواست به دانشگاه برود دوباره رشته تحصیلی خود را به بازیگری تغییر داد. اما ریوز به دلیل تغییر بیش از اندازه رشته‌ های تحصیلی‌ اش از طرف مدرسه اخراج شد و هرگز نتوانست مدرک دیپلم را اخذ کند

شروع فعالیت

او فعالیت هنری خود را از سن ۹ سالگی با تئاتر شروع کرد در ۱۵ سالگی اش نقش میرکیوتو را در نمایش رومئو و ژولیت با موفقیت به اجرا گذاشت، اولین نقش تلویزیونی وی با سریال کمدی Hangin’ In در سال ۱۹۸۷ میلادی زمانی که ۲۳ سال داشت در شبکه CBC شروع شد

همکاری با کوکاکولا

درخشش وی در اولین تجربه تلویزیونی اش کوجب شد شرکت کوکا کولا او را برای تبلیغ محصولات کوکا کولا دعوت کند، ریوز این درخواست را پذیرفت در همان سال در یک فیلم کوتاه درام NFB و در چند نقش‌ تئاتری در شهر تورنتو ایفای نقش کرد؛

او در سال ۱۹۸۴ به بهترین بازیگر نوجوان کانادایی از طرف مردم تبدیل شدمحبوبیت

در سال ۱۹۹۰ کیانو در فیلم‌ هایی پرآوازه با ستارگانی بزرگ به ایفای نقش پرداخت، ریوز در فیلم نقطه فرار ایفای نقش کرد و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از طرف جوایز بین‌المللی جایزه سینمایی MTV شد

شهرت

ریوز با بازی در سه‌ گانه فیلم سینمایی ماتریکس به یک شخصیت ماندگار در بین تمام مردم جهان شناخته شد که این فیلم یکی از پرفروش ترین‌ های فیلم سینمایی در تاریخ هالیوود شناخته شده‌ است

مرگ بهترین دوست زندگی اش

کیانو بعد از ورود به دنیای بازیگری و شناخته شدن در این حرفه بهترین و صمیمی ترین دوستش، ریور فونیکس را در سال ۱۹۹۳ از دست داد؛ مرگ فونیکس که بر اثر استفاده بیش از حد مواد مخدر بود، ضربه روانی بسیار سنگینی به کیانو وارد کرد

مرگ عشق زندگی و فرزندش

کیانو ریوز در سال ۱۹۹۸ با زنی به نام جنیفر سیم ملاقات کرد و دیوانه وار عاشقش شد

یک سال بعد هم پدر شد و به این ترتیب در آستانه زندگی کاملی قرار گرفت اما باز هم اتفاقی غیرقابل تصور رخ داد، بچه اش مرده به دنیا آمد و جنیفر به افسردگی شدیدی مبتلا شد. کیانو سعی کرد کمکش کند ولی زندگی آنها به دلیل فقدان بچه و افسردگی جنیفر سخت و کمی سرد شد و سرانجام در سال ۲۰۰۱ با تصادف جنیفر و مرگش همه چیز از هم پاشید

سرطان خواهرش

بعد مدت های افسردگی بخاطر مرگ همسرش مدتی بعد نیز خواهر صمیمی اش، کیم، به سرطان مبتلا شده است. او هم بی درنگ فعالیت های خیریه اش در امور مربوط به بیماری های سرطانی را آغاز کرد

خواهرش بعد از مدت ها درمان به زندگی عادی بازگشت
فعالیت های خیرخواهانه

کیانو ریوز یکی از بخشنده ترین بازیگران هالیوود و از بزرگ ترین افراد بشردوست امروزی به شمار می آید. شعار او این است: همه انسان ها باید برای یکدیگر خوب باشند.» او همیشه مقداری از ثروتش را برای کمک به بی خانمان ها اختصاص داده و به ندرت چیزی در این باره گفته است

حمایت از خواهر و سرطان

از وقتی کیم محبوب ترین خواهر کیانور، به سرطان مبتلا شد، سرپرستی و حمایت او را برعهده گرفت و حالا بیشتر از یک دهه است که میلیون ها دلار برای تحقیقات سرطان و بیمارستان های مرتبط با این بیماری اهدا کرده و همچنان کمک های خود را ادامه می دهد

علاقه و شغل دوم

اسب سواری، موج سواری و موتورسواری سرگرمی های اصلی او هستند

با اینکه حین موتورسواری تصادف کرده و یک هفته هم با دنده های شکسته و طحال پاره در بیمارستان بستری شده، همچنان به موتورسیکلت و موتور سواری علاقه مند است و در زمینه تولید موتورسیکلت فعالیت خودش را آغاز و شرکتی به نام آرک موتور سایکل تاسیس کرده است

بیماری و علاقه به کتاب

کیانو روز به مطالعه علاقه فراوانی دارد به داستایوفسکی علاقه مند شده است

برادران کارامازوف و یادداشت های زیرزمینی از کتاب های مورد علاقه او بوده اند، این بازیگر با وجود ابتلایش به بیماری خوانش پریشی (دیسلکسیا) مطالعه را به عنوان یکی از علاقه های جدی خود هرگز کنار نگذاشته است

نوازندگی

او به طور حرفه ای گیتار باس می نوازد و سال ها قب با گروه dog star همکاری داشته و برای فیلم هایی آهنگسازی کرده است، این گروه دو آلبوم به نام‌ های رویای کوچک ما و پایان خوش را در سال‌های ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰ به بازار عرضه کرده است

کیانوی غمگین

به دلیل انزوا و افسردگی و البته بیشتر به خاطر عکسی که در آن تنها روی نیمکتی نشسته و ساندویچ می خورده، به او لقب کیانوی غمگین داده بودند و تا امروز معروف ترین لقبش همین است

بیوگرافی کیانو ریوز

جالب های زندگی او

● حدود ۲۰۰ حرکت رزمی را برای بازی در فیلم ماتریکس یاد گرفت

● یکی از طرفداران دو آتشه مسابقات فرمول ۱ است

● او یک بازیکن حرفه ای هاکی هم هست و می توانست به راحتی در لیگ حرفه ای این رشته حضور پیدا کند اما ترجیح داد که به بازیگری بپردازد.

● به راحتی فرانسوی صحبت می کند.

● در سال ۲۰۰۶ یک زن ادعا کرد که کیانو ریوز پدر دخترش است و باید برای بزرگ کردن او ماهانه مبلغی به وی بدهد. کیانو ریوز توسط وکیلش پیشنهاد بررسی DNA داد و مشخص شد که وی پدر آن دختر نیست. دادگاه زن را به تحمل ۱۵ سال حبس محکوم کرد اما کیانو ریوز او را بخشید و آزاد کرد

● در سال ۱۹۹۹ دختری را به فرزند خواندگی پذیرفت

● رژیم غذایی خاصی ندارد و آن طور که بعضی تصور می کنند گیاهخوار نیست ولی به گفته خودش هیچ وقت هله هوله نخورده است

● معنی اسم او «نسیم خنک کوه ها» است. پیشکار او در مراحل ابتدایی شروع بازیگری اش فکر می کرده چنین اسمی عجیب و غریب است، بنابراین کیانو در تعدادی از فیلم هایش اسم هایی مثل کی. سی. ریوز، نورمن ریوز و چاک اسپادینا را انتخاب کرده است

منبع:بیوگرافی کیانو ریوز

بیوگرافی کیانو ریوز

بیوگرافی سینا سرلک

بدون دیدگاه

بیوگرافی کامل سینا سرلک

بیوگرافی سینا سرلک

بیوگرافی سینا سرلک

bi
نام: سینا
نام خانوادگی : سرلک
تاریخ تولد : آبان 1361
محل تولد:الیگودرز، ایران
شغل : خواننده نوازنده
سبک : سنتی پاپ سنتی
سازها : تنبک
سال های فعالیت : 1372 تا اکنون
————————————————————————

سینا سرلک خواننده ونوازنده خوب کشورمان درآبان ماه سال 1361 در الیگودرز به دنیا آمد.

تحصیلات سینا سرلک
وی فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران است .

او یکی از شاگردان برجسته استاد محمدرضا شجریان می باشد، موسیقی را از دوران کودکی زیر نظر پدر و با ملودی های بختیاری شروع کرده است .

سینا سرلک شهرزاد

وی در چند قطعه از آهنگهای سریال شهرزاد نیز به همراه محسن چاوشی به عنوان همخوان حضور داشته است که توانست در شناخته شدن او بیشتر کمک کند .

البته وی پیش از این دو تیتراژ دیگر برای تلویزیون و به تازگی هم تیتراژ فیلم زیر سقف دودی را خوانده است .
نقش پدر ومادر سینا سرلک در استعدادیابی او
او به خاطر می آورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد می آمده و پیش خود زمزمه می کرده است. {بهرام سرلک} مسئول امور فرهنگی *شهرستان الیگودرز* بود و محقق *موسیقی بختیاری*. وی همیشه مشغول جمع آوری قطعاتی بود که توسط پیران دهات اطراف خوانده می شد .

وقتی مادرش {سیمین} خواندن و زمزمه کردن کودک را به گوش می شنود بهرام را از آن با خبر می کند. کمی بعد پدر موسیقی دوستْ آموزش به پسرش را آغاز می کند – آواز همراه با نواختن تنبک. هدف او این بود که استعداد نهفته پسر را هدایت کند و از او موسیقی دانی بسازد که سنتهای بختیاری را حفظ کند. تلاش های پدر شش سال بعد به ثمر نشست. فرزندش نوجوانی شد و در رشته آواز و تنبک مقام اول را در بخش موسیقی نواحی *نهمین جشنواره فجر* ( 1372) ، و در بین بزرگان این موسیقی، کسب کرد .
شروع فعالیت از کودکی
کار خوانندگی را از سنین کودکی آغاز کرد و در هفت سالگی در سریال شاخه طوبی در سل1367 ترانه محلی خواند. وی نواختن تنبک را زیر نظر استادانی چون حسن جزایی و جمشید محبی فرا گرفت و پس از آن به مدت شش سال زیر نظر ناصر فرهنگ فر فعالیت خود را ادامه داد.سینا سرلک مدتی هم نزد کیوان ساکت به فراگیری تار مشغول بود
شاگردی محمدرضا شجریان
سینا سرلک در رشته آواز و تنبک مقام اول را در بخش موسیقی نواحی در نهمین جشنواره فجر 1372 در سن یازده سالگی و در بین بزرگان این موسیقی را کسب کرد، بعد از آن جایزه بود که برای سینا اتفاق جریان سازی افتاد، نوازنده مشهور دوتار، حاج قربان سلیمانی ، سینا را به استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان، معرفی کرد و او سینا را به شاگردی پذیرفت. کلاس درس با شجریان هر سه شنبه برگزار می شد و سینا هر هفته همراه با پدر یا مادرش از الیگودرز به تهران می آمد. فرقی نمی کرد زمستان است یا تابستان، فصل امتحانات است یا باید در مدرسه حضور داشته باشد. دو سال اول به آموزش تکنیک های صداسازی سپری شد .

جمله بندی های تحریری در موسیقی سنتی و دستگاهی را تحت نظر شجریان آموخت، آموخت که چگونه از قسمتهای مختلف دستگاه صوتی اش بهره گیرد، تکنیکهای «چکشی»، «بلبلی»، «دوتایی»، «تکی»، و تحریرهای «بالارونده» و «مخفی» را به کار بندد. پس از این، شش سال دیگر دستگاه ها و ردیف های آوازی را آموخت .

ازدواج و همسر سینا سرلک
سینا سرلک متاهل است و او در سال 1390 ازدواج کرده است . وی یک دختر به نام ساغر نیز دارد.

سینا سرلک و اقامت آمریکا
من در این پنج شش سالی که اقامت آمریکا را گرفته ام، در کارم بسیار مصمم تر شده ام آشنایی و لمس و بررسی هنر موسیقی در جوامعی مثل آمریکا برای من اتفاقات جالب توجه زیادی را در پی داشته و تجربیات و درس های زیادی را آموختم.

شهرت
سریال خانه ای در تاریکی و سریال مرده متحرک دو سریالی است که سینا سرلک تا به حال خوانندگی آنها را برعهده داشته است. صدای او در سریال شهرزاد به همراه محسن چاووشی در اذهان عمومی به یادگار مانده است .

نظر سینا سرلک درباره موسیقی
سینا سرلک همه نوع موسیقی گوش میکند و معتقد است که حضور همگی برای پیشبرد موسیقی لازم است، اما دلیل توجه بیش از اندازه جوان ها به موسیقی پاپ را چیزی جز آسان گوار بون آن نمیداند، «[خوانندگی] پاپ راحت است و کسانی که در این زمینه کار میکنن نیازی به آموزش کامل ندارند و لازم نیست که مثل من بیش از 15 سال تلاش کنند.» به گفته سینا، جوان امروزی خواهان موسیقی آسان گوار و آهنگین است .

سینا سرلک به دنبال احیا موسیقی بختیاری ست
اهداف خواننده جوان چندگانه هست. او حالا در استان تهران زندگی می کند و قصد اعتلای فنون آوازی را تا جای ممکن دارد. در عین حال, یکی از خواسته های مادام العمر اش پویایی موسیقی بختیاری در دستگاه های سنتی هست. این همان چیزی هست که استادش در جلسه اول تعلیم آواز با او طی میکند; “به شرطی آواز ایرانی را به تو می آموزمکه موسیقی بختیاری را حفظ کنی.” و سینا در طی این سال ها اضافه بر اجرا و بازخوانی قطعات کلاسیک, بخش هایی از موسیقی سرزمینش را نیز اجرا کرده هست.او جدیدا در تیتراژ سریال منزل ای در ظلمات دو قطعه از ترانه های بختیاری را با ارکستر بازخوانی کرده هست که مورد پیشباز بسیاری قرار گرفت .

این خواننده جوان امیدوار هست که با رجوع به موسیقی بختیاریْ موسیقی دستگاهی را غنا بخشد, “من بعنوان جوانی که نماینده سرزمین بختیاری ست نمی خواهم فرهنگ قومم از بین رود و به احیاء آن فکر می کنم .”

انتخاب به عنوان جوان نمونه

 

بیوگرافی سینا سرلک

بیوگرافی سینا سرلک

سینا سرلک در اسفند ماه سال 1382 از طرف سازمان ملی جوانان به عنوان جوان نمونه ایران در حوزه هنر انتخاب شد وی در جشنواره فجر سال گذشته نیز شرکت کرد و مورد تقدیر قرارگرفت. وهم اکنون نیز سرپرستی گروه سرلک را عهده دار است .

سینا سرلک در اینستاگرامش درباره همسرش نوشت :
رفیقِ واقعی یعنی فَردی که در خوشی و سَختی هَمراهَت باشد . سپاس از خداوند که یک رفیقِ واقعی را بر سَرِ مسیرِ زندگیِ من قرار داد ، تا در تمامیِ شرایط هَمراهیَم کُنَد و بهترین مادر برایِ فَرزندمان باشد اَحسنت به همهء بانُوانِ فَهیم و با شخصیتی که شرایطِ کاری و زندگیِ هَمسَرِشان را درک میکنند و به جایِ ایجادِ ناراحتی و تَنِش ، فضایِ صُلح و دوستی را در زندگی فَراهم میسازند.

قسمتی از مصاحبه سینا سرلک
پدرتان تار می زنند و شما نیز از 5 سالگی با تار ایشان خواندن را شروع کردید. آیا در حال حاضر که به عنوان یک خواننده سنتی مطرح هستید با پدرتان برنامه هایی دارید؟

پدر من افتخار نمی دهند با ما ساز بزنند، ما که همیشه دوست داریم در کنار ایشان بخوانیم .

در مقام خواننده موسیقی سنتی چقدر معتقد به تقلید شاگرد از استاد هستید، بویژه در بخش آواز؟

من معتقدم که باید صددرصد استاد را کپی و تقلید کرد و بعد از گذراندن یک مدت زمان، راه خود را پیدا و به شخصیت واقعی رسید و صاحب سبک شد. البته متاسفانه هستند کسانی که در این میان تقلید کورکورانه می کنند که باعث بیراهه رفتن شان می شود .
هم اکنون خیلی از خوانندگان جوان نمی توانند به درستی تحریر بزنند، اما فکر می کنند کار را درست انجام می دهند. به نظر من راز ماندگاری این است که هنرجو استادش را تا رسیدن به مرحله مناسب تقلید کند و سپس خودش را پیدا نماید تا بتواند یک هنرمند خوب و حرفه ای شود .
بسیار دیده می شود که هنر جویان آواز دائم استادشان را تغییر می دهند. شما چقدر معتقد به این کار هستید؟
این شاخه و آن شاخه رفتن کار درستی نیست. هنرجو باید از ابتدا بنا را درست بگذارد و پیش یک استاد واقعی آموزش بگیرد تا تمامی تکنیک ها و مراحل مختلف کار را یاد بگیرد .
به نظر من استاد عوض کردن خیلی کار درستی نیست، اما هرکس می تواند از هر استادی یک شیوه را یاد بگیرد و در کارش از آن بهره ببرد و در واقع کارش تلفیقی از کار چند نفر باشد .

با توجه به این که در منطقه ای متولد شده اید که غنی از موسیقی نواحی است و از آنجا که طی این سال ها در عرصه موسیقی سنتی فعالیت کردید، چقدر سعی در حفظ و اشاعه موسیقی بختیاری دارید؟

من هم به خاطر عشقی که به سرزمین و زبان آباء و اجدادی ام دارم، همیشه تلاش کردم موسیقی بختیاری را ادامه دهم و به احیای آن کمک کنم. همین کار را در ارکستر ملی و گروه های مختلف و اجراهای داخل و خارج نیز انجام داده ام .

کارتان در موسیقی ردیف دستگاهی سنتی با زمانی که بختیاری می خوانید چه تفاوت هایی دارد؟

این دو حال و هوای متفاوت و جدایی از هم دارند، ولی به نظرم حسی که در موسیقی فولکلوریک و نواحی ایران وجود دارد، خیلی زیباتر است. بخصوص این که خودت اهل آن سرزمین باشی و بدانی چه می خوانی و چه اجرا می کنی .

موسیقی بختیاری چه شاخصه هایی دارد و چه سازهایی در این موسیقی به کار می روند؟

موسیقی بختیاری گسترده، وسیع و دارای ارزش های والایی از لحاظ هنری و روایتگری است. موسیقی بختیاری بخش های گوناگونی دارد؛ موسیقی شادی، عزا، رزمی، حماسی، عاشقانه، عارفانه و… درواقع برای هر نوع حکایت و داستانی و هر واقعه ای در این سرزمین موسیقی وجود دارد. البته فکر می کنم تمامی موسیقی های مناطق ایران دارای این خصوصیت هستند .
به طور کلی من معتقدم بخش وسیعی از موسیقی ردیف دستگاهی ما الهام گرفته از موسیقی نواحی است. خیلی از گوشه های آوازی مثل دیلمان، گیلکی، بختیاری، دشتستانی و… از موسیقی نواحی ایران گرفته شده که بسیار دلنشین هستند .
هنرمندانی که هم اکنون در آن منطقه فعالیت موسیقایی می کنند چقدر شناخته شده هستند؟
متاسفانه از لحاظ بحث شناساندن هنرمند به جامعه ضعف های بزرگی وجود دارد، چرا که اطلاع رسانی ضعیف است و خیلی روی کار هنرمند تبلیغ نمی شود .
ما که در عرصه جدی و حرفه ای موسیقی ایرانی کار می کنیم خیلی در ایران شناخته شده نیستیم وای به حال آن هنرمندانی که در روستاها، نواحی و شهرستان ها فعالیت می کنند و کارشان هم شاخص و خوب است .

به عقیده شما شعر چه نقشی در یک اثر موسیقایی و نوع آوازخوانی یک خواننده دارد؟
من اصولا در انتخاب شعر و موسیقی خیلی سختگیری می کنم و شعری را گزینش می کنم که هم مفهوم و معنی درست داشته باشد و هم ترکیب خوبی با موسیقی بسازد یا به اصطلاح روی آهنگ خوب سوار شود .

شما از معدود هنرمندانی هستید که اول آلبوم را منتشر و سپس کنسرت آن را برگزار می کنید، این در حالی است که برخی هنرمندان اول کنسرت می دهند و در آنجا تبلیغ آلبوم می کنند و سپس به انتشار آن می پردازند .

روال ما بر عکس دیگران است. من معتقدم ابتدا باید آلبوم بیرون بیاید، مردم آن را بشنوند و با حال و هوای کار آشنا شوند و بعد وقتی خبر کنسرتش درج شد، با شوق بیشتری به سمت اجرا بیایند .

مشکل عمده ای که در اغلب کنسرت ها وجود دارد، نبود حامی مالی است. این ضعف چقدر نحوه اجراهای زنده را تحت الشعاع قرار می دهد؟

متاسفانه این ضعف در موسیقی اصیل بسیار دیده می شود و این در حالی است که برای موسیقی پاپ حامیان مختلفی سرمایه گذاری می کنند. ما نمی گوییم موسیقی پاپ بد است، اما فراموش نکنیم موسیقی اصیل که از تمدن چند هزار ساله ایران برآمده، به گردن فرهنگ و هنر این سرزمین حق دارد .

موسیقی شناسی

آلبوم های سینا سرلک

1388 راه و ماه
1388 بیگاه
1388 یکیست
1388 رومی 2
1388 چشم هایم تیام (به گویش بختیاری )
1389 پریچهره
1389 فرزند ایران
1389 افسانه عشق
1389 منطق عشق
1389 فکر و فریاد
1390 بوی مهر
1391 فردای دگر
1391 ظهیر ( عاشقانه لیلی و مجنون )
1391 موج سودا
1391 کوک کولی
1391 رومی 3
1392 بی منت می
1392 کی می رسد بابان
1393 اشکی در گذرگاه تاریخ
1393 زیر باران
1393 جرس
1394 دلبر طناز
1394 جرس
1395 در بند تو آزادم
تک آهنگ
سینا سرلک پس از همکاری با مجموعه شهرزاد قطعه تنها امید زندگی را برای این مجموعه خواند.

حاشیه های سینا سرلک
در سال 1396 در پی شکایت اردلان سرفراز از سینا سرلک به دلیل اجرای قطعه برخیز، دادگاه بدوی کیفری تهران وی را به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد. این ترانه سروده سرفراز است و پیش از این با نام محتاج توسط ابی خوانده شده بود. سرلک این ترانه را در مجموعه نمایش خانگی شهرزاد بازخوانی کرده است .

منبع:بیوگرافی سینا سرلک

بیوگرافی سینا سرلک

بیوگرافی امام رضا

بدون دیدگاه

خلاصه ای از زندگی نامه امام رضا (ع)

بیوگرافی امام رضا

امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) است. بنابر نظر مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قره ‏اعین المؤمنین و… هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.

پدر بزرگوار امام رضا، امام موسی کاظم (ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق، به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، و مادر گرامیشان نجمه (تکتم) نام داشت.

امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.

مدت امامت حضرت رضا(ع)، حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.

در مورد تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف وجود دارد، برخی امام جواد(ع) را تنها فرزند ایشان دانسته و گروهی نیز فرزندان دیگری را برای حضرتشان بر­می­شمارند.

امام رضا (ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیله مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست این خلیفۀ عباسی به شهادت رسید.

تاریخ ولادت امام رضا
امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان، از سلاله پاک رسول خدا(ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرّم اسلام است. بنابر نظر مشهور مورّخان امام رضا(ع)، در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه منوّره متولّد شد.[1]

نام و القاب امام رضا
نام مبارکشان «علی»، کنیۀ آن حضرت، «ابوالحسن» و دارای القاب متعدّدی از جمله؛ رضا، ‏صابر، فاضل، قره ‏اعین المؤمنین (نور چشم مؤمنان) و… هستند،[2] اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.

پدر و مادر امام رضا
پدر بزرگوار امام رضا(ع)، امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند.

مادر گرامی امام رضا(ع) نجمه نام داشت.[3] البته نام های دیگری نیز برای مادر گرامیشان ذکر کرده اند.[4]

دوران کودکى و جوانى امام رضا
حضرت رضا(ع)، دوران کودکى و جوانى را تا سال 201 هجری قمری در مدینه طیّبه[5] که مهبط وحى بود در خدمت پدر بزرگوارش سپرى کرد و مستقیماً تحت تعلیم و تربیت امام هفتم(ع) قرار گرفت و علوم و معارف و اخلاق و تربیتى را که امام کاظم(ع) از پدرانش به ارث برده بود، به او آموخت.[6]

گزارشی از حضور ایشان در بغداد هنگام زندانی بودن پدر بزرگوارشان در آن شهر در دسترس نیست.

ازدواج امام رضا
امام رضا(ع) دارای تعدادی کنیز بودند، از جمله کنیزان ایشان، سبیکه مادر امام جواد(ع) است. وی کنیزى بود که به او سبیکه یا دُرّه می گفتند، حضرت رضا او را خیزران نام گذاشتند و این بانو از اهالى نوبه (منطقه ای در آفریقا) است.[7] و همسر دائمی امام رضا(ع) ام حبیبه بود.[8]

فرزندان امام رضا
در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا(ع) نقل های مختلفی وجود دارد؛ گروهی آنها را پنج پسر و یک دختر، به نام های محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه ذکر کرده اند؛[9] همچنین در نقلی شیخ صدوق در سلسله سند روایتی از فاطمه به عنوان یکی از دختران آن حضرت نام برده است؛[10] امّا شیخ مفید بر این عقیده است، که امام هشتم(ع)، فرزندی جز امام جواد(ع) نداشتند.[11] ابن شهرآشوب[12] و طبرسى،[13] نیز بر همین اعتقادند.

امامت امام رضا
امامت و وصایت حضرت رضا(ع) بارها توسط رسول خدا(ص)، پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان(ع) اعلام شده بود. به ویژه امام کاظم(ع) بارها در حضور مردم، ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرّفی کرده بودند که به یک نمونه از آنها اشاره می‌ شود:

از محمّد بن اسماعیل بن فضل هاشمىّ چنین روایت شده است که‏ گفت: بر امام موسى کاظم(ع) وارد شدم در حالى که ایشان به شدّت مریض بودند، به حضرت عرض کردم: اگر خداى ناکرده براى شما اتّفاقى بیفتد- و خدا آن روز را نیاورد- به چه کسى رجوع کنیم (امام بعد از شما کیست)؟ فرمود: «به فرزندم علىّ، نوشته او، نوشته من است، و او وصىّ و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود».[14]

امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.

پس از شهادت امام کاظم(ع) که در سال ۱۸۳ هـ ق رخ داد، آغاز امامت حضرت رضا(ع) شروع شد، و با توجه به این که هارون (پنجمین خلیفه عباسى) در سال ۱۹۳ از دنیا رفت، ده سال از امامت حضرت رضا(ع) معاصر زمان هارون بود.

مدت امامت آن حضرت، حدود ۲۰ سال طول کشید که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.

شهادت امام رضا
امام رضا(ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیلۀ مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست مأمون خلیفه عباسی به شهادت رسید.

در تعیین سال شهادت امام نقل های مختلفی به ثبت رسیده است. گروهی سال ۲۰۲ هجری قمری را سال شهادت حضرت می دانند[15] و عده ای سال ۲۰۳ هجری قمری را؛ [16] اما مشهور، نظریه دوم است.

در تعیین روز شهادت آن حضرت نیز اتفاق نظر نیست؛ مانند در روز جمعه از ماه رمضان،[17] هفدهم ماه صفر،[18] و آخر ماه صفر.[19]

در میان این نقل ها، نظریه آخر؛ یعنی آخرین روز از ماه صفر، مشهورترین و قابل اعتمادترین نقل است.

بنابراین، مشهورترین و قوی ­ترین نظریه در تاریخ شهادت آن حضرت، روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری است.[20]

 

بیوگرافی امام رضا

بیوگرافی امام رضا

فضائل امام رضا
از نگاه بزرگان شیعه، امام رضا(ع) همانند دیگر امامان معصوم(ع)، دارنده تمام کمالات و فضایل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی است. به گفتۀ آنان، او آن چنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار دارد که نه تنها دوستان و پیروانش او را ستوده اند، بلکه دشمنان کینه توز و سرسخت هم به مدح و ستایش او پرداخته‌اند. درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می ‌گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا(ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی‌داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند بخندد، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که کنار سفره می ‌نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می ‌نشاند».[21]

خلفای هم عصر امام رضا
امام رضا(ع) در دوران امامت خود با سه تن از حُکّام و خلفای عباسى روبه‏رو و معاصر بود: هارون الرشید، امین و مأمون.[22]

منبع:بیوگرافی امام رضا

بیوگرافی امام رضا